۱۳۸۹ مهر ۷, چهارشنبه

مهر مهربان




ومن

دیروز

نگرانِ رها شدن برگهای سوخته ئ تابستانی خیابان

نگران از شنیدنِ نابهنگام صدای خش خش شان زیر پای رهگذران

وامروز

صدای پاشیدن اب از میان چرخهای ماشین بر سرو روی دیوارِگریان

و زنی که کودکش را زیر چادر پنهان کرده ، می دود از ترس باران

صدای گرفتهء ناظم مدرسهء همسایه مان

صدای هیاهوی انان

شورِ زندگی است که می دود خندان

وفردا

این تویی که پیش کش میکنی مارا به مهر مهربان

این تویی که هستی در دیروز و امروز و فردا

ای مهربان مهربانان


۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

ودو باره باران


خاک باران خورده راه زیادی را می رود برای بیدار کردن زنی در بستربیماری.

زنی که گرما تا مغز استخوانش را سوزانده و ترکها ی استخوانش بر تن عریان باران ندیده اش نقش مرگ را ترسیم کرده است.

اینبار هم دیر برخاستم

بدنبال ردپایش این سو ان سو میدوم

اشک شوق درختان می تازد بر گیسوانم

بارانی میکندفرق موهایم

میچکد تا پیش چشمانم

اشک میشودمی درد لبانم

باز می گردد بر منم

برمنِ بارانی ام



Excerpt:thanks GOD the rain back again



"زندگی میکنی که باهاش قیمت بگیری نه اینکه که به هر قیمتی زندگی کنی"

دموکراسی تو روز روشن




Excerpt:memorable quote of the movie democracy in the light day


۱۳۸۹ شهریور ۲۱, یکشنبه

شما یادتون نمیاد!

فِیسبوک مانند میلیون ها سایت دیگر، در "آزادترین کشور ِ دنیا" فلفل شده است. یه صفحه ای در هست اونجا که ملت نوستالژی های کوتاهی می نویسن بنام: «شما یادتون نمی آد» که خوندنشون خیلی جالبه.

اگه نوستالژی از نوعِ <شما یادتون نمیاد> دارید می تونید اونو در کامنت های اینجا برای بقیه بنویسه. روش خوبیه برای از بین بردن حس ِتنهایی

اینجا محدودیتی نداره فقط خواهشن:

۱-سیاسی ننویسین.
۲-فارسی بنویسین.


محمد

۱۳۸۹ شهریور ۲۰, شنبه

درک کن

شعر یاس " درکم کن ".



بشنوید نسخه ی کامل

متن کامل شعر:

سلام ، سلام عرض شد . بفرما . ببخشید واسه ی این آگهیتون مزاحم شده بودم ، میخواستم اگه بشه اینجا استخدام بشم . مدارکتونو آوُرید ؟ بله بفرمائید . کاملن ؟ کامله ، مدارک همش کامله . سابقه کار ؟ والا سابقه کار که ، سابقه کاری ندارم من . نمیشه که آقا جون ، سابقه کار باید داشته باشی . خب آخه چیکار بکنم ؟ من الان هرجایی که رفتم به من میگن باید سابقه کار داشته باشی . من نمیدونم ، از یه جایی باید شروع کرد بلاخره . من شرمندم سابقه کار باید داشته باشی . خب آخه بلاخره شما هم ببین من الان ، الان بیکارم . دارم هر ، یعنی نمیدونم چیکار باید بکنم . مشکل من نیست . بفرمائید ، سر ِ راه واستادید . تو رو خدا یه توجهی بکنید . شرمندم ، حرکت کن . یه لطفی در حق من بکنید . بفرمائید . هـــــــــــه ِ ، باشه .

آخه بابا باغت آباد منو درکم کن / نگو جلو را واستادی آقا حرکت کن / تو اینجا نشستی واسه اینکه جوابمو بدی / پایینو نگاه نکن چشم پر عضابمو ببین / اگه نیازمند بودی تو هم میشدی یه کنه / ببین اسم بد شانس روی پیشونیه منه / عصبانیم یه زلزله ی 10 ریشتره ِ توم / چرا اون با یقه ی بسته ُ ته ریش بره تو / همینا میتونه جوونای ما رو پیر کنه / حدس زدی یه روزی پیشش کارت گیر کنه / تا که میرسه به منه بدبخت آواره / میگی الان نه باشه بعد وقت ناهاره / بیا یه کار ِ خیری بکن توی روزت / امضاتو نمیخوام بزارم توی موزه / نگو مدارکت ناقص ِ تو فردا بیا / همه چیزو کامل کن ُ بعد ور دار بیا / واسه استخدام دقت کن به ضابطه ها / باید داشته باشی 5 سال سابقه کار / نمیخوام داد بزنم الکی شلوغ بکنم / بگو 5 سال ُمن از کجا شروع بکنم /

منو داری میبینی که از این زمونه سیرم / از همه جا بریدم ُ یه جوونه پیرم / کوله بارم ُ میبندمو شبونه میرم / به خاطر تو دیگه کارم تمومه بیرهم ( 2 بار )
بیدار شدی میخوره به سرت هوای صبح / توی روزنامه بخون صفحه ی حوادث ُ / ببین مادری که دخترشو کشته بود / بعد خودشو پرت کرد از پشت بوم / میگی چه مادر ِ بیرهمی ، چه روزگاری ؟ / چیه ؟ خراب شد اول ِ روز ِ کاری ؟ / اگه دقت کنی با کمی ریشه یابی / میفهمی که حتی یه مادرم میشه یاغی / اون مادر ای کاش باز زنده میشد / واست تعریف میکرد داستان زندگیشو / روزی که خداوند دخترشو هدیه میکرد / مادر داشت از خوشحالی گریه میکرد / با وجود پدری که هنوز بیکار بود / دم بیمارستان نشسته ُ سیگار دود / میکنه ُ بدهیا هر روز قد میکشه / مرگ دور ِ آگهیا همش خط میکشه / بند ِ امیدش به آینده ها پاره شد باخت / آخر سرم که خیابونا کارشو ساخت / قاتل تویی ، خدا ببخش ِ گناهاتو / حالا برو بخون مجله ی گل آقاتو /

منو داری میبینی که از این زمونه سیرم / از همه جا بریدم ُ یه جوونه پیرم / کوله بارم ُ میبندمو شبونه میرم / به خاطر تو دیگه کارم تمومه بیرهم ( 2 بار )
چیه ؟ فکر میکنی حالا که تو پشت میزی / از ما بالاتری ؟ یعنی تو گشنه نیستی ؟ / طوری صحبت میکنه انگار که داری ؛ الان ، تراولاتو میکنی پشت نویسی / خیلی شده یه جوون جلوی تو ظاهر بشه / یه جوونه تحصیل کرده که مسافر کش ِ / این همه سال زحمت کشیده واسه کاری / که فردا با روی سفید بره خواستگاری / دیگه خودتم میدونی این ِ گفته ی عقل / باید با پول بشینی سر سفره ی عقد / و توی پول چیزی به اسم وفا گم ِ / گذشت وقتی که میگفتن مهم تفاهم ِ / فقر از در بیاد تو همه چیز ُ خراب میکنه / بعد عشق از پنجره فرار میکنه / باغت آباد منو درکم کن / نگو جلو را واستادی آقا حرکت کن /
منو داری میبینی که از این زمونه سیرم / از همه جا بریدم ُ یه جوونه پیرم / کوله بارم ُ میبندمو شبونه میرم / به خاطر تو دیگه کارم تمومه بیرهم ( 2 بار

۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد












شب عاشقان بی​دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد

سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد

چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمی​گذاری که مرا نماز باشد

نه چنین حساب کردم چو تو دوست می​گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد




Excerpt: Saadi's poem.