رمضان رفت... خداي رمضان كه هست.
...هدي
۱۳۸۲ آذر ۴, سهشنبه
۱۳۸۲ آبان ۲۹, پنجشنبه
وصيت نامه ي افلاطون
Joy of Fasting 27
مترجم: خواجه نصيرالدين طوسي*
قسمت اول
معبود ِ خويش را بشناس
و حق ِ او را نگه دار،
و هميشه در حال ِ آموزش دادن و آموزش گرفتن باش،
و توجه بر طلب ِ علم را مقدم دار.
و از خدا چيزي مخواه كه نفع ِ آن منقطع (مقطعي) بـُوَد،
و يقين داشته باش كه «همه ي» مواهب از حضرت ِ اوست،
و از او نعمت هاي باقي (نعمتهايي پايدار)،
و فوايدي كه از تو مفارقت(دوري) نتواند كرد، التماس كن.
هميشه بيدار باش
كه شرور را اسباب بسيار است،
و آنچه نشايد كرد (شايسته نيست) به آرزو مخواه،
و بدان كه انتقام ِ خدا از بنده،
به سُخـط (خشم ِ بي رحمانه) و عـِتاب (بي حرمتي و سرزنش) نبـُوَد،
بلكه به تقويم (متحول كردن) و تأديب (ادب كردن از فرط ِ عشق) باشد.
و بر آسايش و خواب اقدام مكن،
مگر بعد از آنكه محاسبه ي نفس در سه چيز را
به تقديم رسانيده باشي
(شبها نخواب مگر اينكه در سه چيز تغييراتي ايجاد كرده باشي):
اول آنكه تأمل كني تا در آن روز هيچ خطا از تو واقع شده است يا نه،
دوم آنكه تأمل كني تا هيچ خير اكتساب كرده اي يا نه،
سوم آنكه هيچ عمل به تقصير فوت كرده اي (كوتاهي كرده اي در عمل به نداي درونت) يا نه.
و ياد كن كه چه بوده اي در اصل،
و چه خواهي شد بعد از مرگ،
و «هيچكس» را ايذا (رنجور) مكن،
كه كارهاي عالم در معرض ِ تغير و زوال است.
و «بدبخت» آن كس بُوَد كه از تذكر ِ عاقبت غافل بُوَد و از زَلـَت (لغزش) باز نـَه ايستد. (اين تعريف ِ بسيار علمي و دقيقي از معناي بدبخت است و فوق العاده اهميت دارد. پس بدبخت كسيست كه با وجوديكه به او تذكرات ِ مهمي داده مي شود، دست از تكرار ِ چيزي كه مي داند خطاست بر نمي دارد. جالب اين است كه كسي كه مي لغزد مي داند كه دارد مي لغزد.)
سرمايه ي خود را از چيزهايي كه از ذات ِ تو خارج بُوَد مساز.
ــــــــــــــ
*وصاياي افلاطون به شاگرد ِ خود ارسطاطاليس كه هشتصد سال ِ پيش خواجه نصير الدين طوسي اون رو ترجمه كرده و در انتهاي كتاب ِ اخلاق ِ ناصري نوشته. به نظرم خوندنش از افطاري هم واجب تره چون فوق العاد مهمه.
... محمد
مترجم: خواجه نصيرالدين طوسي*
قسمت اول
معبود ِ خويش را بشناس
و حق ِ او را نگه دار،
و هميشه در حال ِ آموزش دادن و آموزش گرفتن باش،
و توجه بر طلب ِ علم را مقدم دار.
و از خدا چيزي مخواه كه نفع ِ آن منقطع (مقطعي) بـُوَد،
و يقين داشته باش كه «همه ي» مواهب از حضرت ِ اوست،
و از او نعمت هاي باقي (نعمتهايي پايدار)،
و فوايدي كه از تو مفارقت(دوري) نتواند كرد، التماس كن.
هميشه بيدار باش
كه شرور را اسباب بسيار است،
و آنچه نشايد كرد (شايسته نيست) به آرزو مخواه،
و بدان كه انتقام ِ خدا از بنده،
به سُخـط (خشم ِ بي رحمانه) و عـِتاب (بي حرمتي و سرزنش) نبـُوَد،
بلكه به تقويم (متحول كردن) و تأديب (ادب كردن از فرط ِ عشق) باشد.
و بر آسايش و خواب اقدام مكن،
مگر بعد از آنكه محاسبه ي نفس در سه چيز را
به تقديم رسانيده باشي
(شبها نخواب مگر اينكه در سه چيز تغييراتي ايجاد كرده باشي):
اول آنكه تأمل كني تا در آن روز هيچ خطا از تو واقع شده است يا نه،
دوم آنكه تأمل كني تا هيچ خير اكتساب كرده اي يا نه،
سوم آنكه هيچ عمل به تقصير فوت كرده اي (كوتاهي كرده اي در عمل به نداي درونت) يا نه.
و ياد كن كه چه بوده اي در اصل،
و چه خواهي شد بعد از مرگ،
و «هيچكس» را ايذا (رنجور) مكن،
كه كارهاي عالم در معرض ِ تغير و زوال است.
و «بدبخت» آن كس بُوَد كه از تذكر ِ عاقبت غافل بُوَد و از زَلـَت (لغزش) باز نـَه ايستد. (اين تعريف ِ بسيار علمي و دقيقي از معناي بدبخت است و فوق العاده اهميت دارد. پس بدبخت كسيست كه با وجوديكه به او تذكرات ِ مهمي داده مي شود، دست از تكرار ِ چيزي كه مي داند خطاست بر نمي دارد. جالب اين است كه كسي كه مي لغزد مي داند كه دارد مي لغزد.)
سرمايه ي خود را از چيزهايي كه از ذات ِ تو خارج بُوَد مساز.
ــــــــــــــ
*وصاياي افلاطون به شاگرد ِ خود ارسطاطاليس كه هشتصد سال ِ پيش خواجه نصير الدين طوسي اون رو ترجمه كرده و در انتهاي كتاب ِ اخلاق ِ ناصري نوشته. به نظرم خوندنش از افطاري هم واجب تره چون فوق العاد مهمه.
... محمد
۱۳۸۲ آبان ۲۵, یکشنبه
توبه كنيم از نوميدي
Joy of Fasting 21
چند سال ِ پيش، شب ِ قدر توي جنگل بودم. تنها و با هزاران هزار ستاره تو آسمون و يك بغل غصه تو دل.
تنها مونسم تو جنگل صداي هوهو... ي مكرر ِ يه نوع جغد بود و مشتي ستاره ي بي معني.
كاملا حس مي كردي توي اون غمي كه فرو رفتي و به خاطرش به جنگل اومدي، هيچ پناهي تو اون ظلمات نداري. هرچي دعا مي كني به نظر بي ثمر ميرسه. كاملا قطع ِ اميد كردي اما باز هم داره لبات مي جنبه.
از فرط ِ بي كسي و نوميدي، ميگي علي دستمو بگير. اعتقادي نداشتي اما درد و ترس امانت رو بريده... اما بلافاصله قلبت گرم ميشه.
هيچ خبر ِ خوشي بهت نرسيده تو اون تاريكي اما ديگه نمي ترسي. ستاره ها ديگه زل نزدن تو چشات. ديگه دارن مي خندن.
آروم ميشي. نمي دوني چه جوري اين تجربه ممكنه تكرار بشه اما احساس ِ عميقي از پيرمردي حس مي كني كه تو كوچه هاي آسمون با يه گوني راه ميره و هنوز هم به فقرايي مثل من انرژي مثبت مي رسونه. به كساني كه نوميدن و اميد ميخوان.
تشكر مي كني.. او داره از يه راه ِ بين ستاره اي ميره. داره دور ميشه. بلند مي گي ممنونم. بر نمي گرده. فقط صداي ضعيفي مياد كه ميگه: كاري نكردم، خواهش مي كنم خجالت نده.
خجالت مي كشي از اينكه سير ِ اميد شدي. دلت مي خواد يه كاري براش بكني. ميدوني دلش خيلي درد داره. نمي دوني چه جوري مرحم باشي. شنيدي كه ميگن تو چاه درد ِ دل مي كنه تا با حرفهاي نوميدانه كسي رو مريض نكرده باشه.
بهش مديوني و اون بدون اينكه منتظر ِ تشكرت بشه رفته. اما صداي اون چاه داره اذيتت مي كنه.
داره با يه گوني كهنه اما كاملا تميز و خوشبو به همه حا اميد ميده. همه رو از نوميدي توبه ميده. همه رو غسل ِ اميدواري ميده. بهش ميگي: خيلي دوستت دارم.
حالا تو مي خواي از بد بودن، از عصباني شدن، از نوميد بودن توبه كني.
خدا توبه رو آفريده تا آدما دوباره اميدوار بشن. اگه مي خوايم از نوميدي توبه كنيم، گوني ِ پر از اميد رو دوش بندازيم و بريم تو كوچه هاي نوميدها.
...محمد
چند سال ِ پيش، شب ِ قدر توي جنگل بودم. تنها و با هزاران هزار ستاره تو آسمون و يك بغل غصه تو دل.
تنها مونسم تو جنگل صداي هوهو... ي مكرر ِ يه نوع جغد بود و مشتي ستاره ي بي معني.
كاملا حس مي كردي توي اون غمي كه فرو رفتي و به خاطرش به جنگل اومدي، هيچ پناهي تو اون ظلمات نداري. هرچي دعا مي كني به نظر بي ثمر ميرسه. كاملا قطع ِ اميد كردي اما باز هم داره لبات مي جنبه.
از فرط ِ بي كسي و نوميدي، ميگي علي دستمو بگير. اعتقادي نداشتي اما درد و ترس امانت رو بريده... اما بلافاصله قلبت گرم ميشه.
هيچ خبر ِ خوشي بهت نرسيده تو اون تاريكي اما ديگه نمي ترسي. ستاره ها ديگه زل نزدن تو چشات. ديگه دارن مي خندن.
آروم ميشي. نمي دوني چه جوري اين تجربه ممكنه تكرار بشه اما احساس ِ عميقي از پيرمردي حس مي كني كه تو كوچه هاي آسمون با يه گوني راه ميره و هنوز هم به فقرايي مثل من انرژي مثبت مي رسونه. به كساني كه نوميدن و اميد ميخوان.
تشكر مي كني.. او داره از يه راه ِ بين ستاره اي ميره. داره دور ميشه. بلند مي گي ممنونم. بر نمي گرده. فقط صداي ضعيفي مياد كه ميگه: كاري نكردم، خواهش مي كنم خجالت نده.
خجالت مي كشي از اينكه سير ِ اميد شدي. دلت مي خواد يه كاري براش بكني. ميدوني دلش خيلي درد داره. نمي دوني چه جوري مرحم باشي. شنيدي كه ميگن تو چاه درد ِ دل مي كنه تا با حرفهاي نوميدانه كسي رو مريض نكرده باشه.
بهش مديوني و اون بدون اينكه منتظر ِ تشكرت بشه رفته. اما صداي اون چاه داره اذيتت مي كنه.
داره با يه گوني كهنه اما كاملا تميز و خوشبو به همه حا اميد ميده. همه رو از نوميدي توبه ميده. همه رو غسل ِ اميدواري ميده. بهش ميگي: خيلي دوستت دارم.
حالا تو مي خواي از بد بودن، از عصباني شدن، از نوميد بودن توبه كني.
خدا توبه رو آفريده تا آدما دوباره اميدوار بشن. اگه مي خوايم از نوميدي توبه كنيم، گوني ِ پر از اميد رو دوش بندازيم و بريم تو كوچه هاي نوميدها.
...محمد
۱۳۸۲ آبان ۲۳, جمعه
Joy of Fasting 20
نامه ي ابراهيم لينكلن به معلم ِ پسرش:
او بايد بداند كه همه ي مردم عادل و همه ي آنها راستگو نيستند. اما به پسرم بياموزيد كه به ازاءِ هر شياد، يك انسان ِ درست و راستگو هم وجود دارد. به او بگوييد در ازاءِ هر دشمن، دوستي هم پيدا مي شود.
وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت ِ خودش يك دلار كسب كند بهتر از اينست كه پنج دلار روي زمين پيدا كند.
به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. مراقب باشيد كه درسهاي اشتباه از پيروزي و شمست ياد نگيرد. مثلا وقتي شكست خورد شروع نكند به غبطه خوردن. شروع نكند به غصه خوردن. به او نقش و تأثير ِ مهم ِ خنديدن را يادآور شويد.
اگر مي توانيد به او نقش ِ مهم ِ كتاب را در زندگي را آموزش دهيد.
به پرندگان ِ در حال ِ پرواز در دل ِ آسمان دقيق شود. به گلهاي درون ِ باغچه و به زنبورها يي كه در هوا پرواز مي كنند، دقيق شود.
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اينست كه مردود شود تا اينكه با تقلب به قبولي برسد.
به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها، ملايم و با گردنكشها، گردنكش باشد.
به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتا اگر همه در جهت ِ خلاف ِ او حرف بزنند.
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد را انتخاب كند.
لطفا به پسرم ياد بدهيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد.
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.
به او بگوييد تسليم ِ هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار ِ تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه شجاع باشد. به او بياموريد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع ِ زيادي است اما ببينيد چه مي توانيد بكنيد. پسرم كودك ِكم سن و سال ِ بسيار خوبيست.
صالح
نامه ي ابراهيم لينكلن به معلم ِ پسرش:
او بايد بداند كه همه ي مردم عادل و همه ي آنها راستگو نيستند. اما به پسرم بياموزيد كه به ازاءِ هر شياد، يك انسان ِ درست و راستگو هم وجود دارد. به او بگوييد در ازاءِ هر دشمن، دوستي هم پيدا مي شود.
وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت ِ خودش يك دلار كسب كند بهتر از اينست كه پنج دلار روي زمين پيدا كند.
به او بياموزيد كه از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. مراقب باشيد كه درسهاي اشتباه از پيروزي و شمست ياد نگيرد. مثلا وقتي شكست خورد شروع نكند به غبطه خوردن. شروع نكند به غصه خوردن. به او نقش و تأثير ِ مهم ِ خنديدن را يادآور شويد.
اگر مي توانيد به او نقش ِ مهم ِ كتاب را در زندگي را آموزش دهيد.
به پرندگان ِ در حال ِ پرواز در دل ِ آسمان دقيق شود. به گلهاي درون ِ باغچه و به زنبورها يي كه در هوا پرواز مي كنند، دقيق شود.
به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اينست كه مردود شود تا اينكه با تقلب به قبولي برسد.
به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها، ملايم و با گردنكشها، گردنكش باشد.
به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتا اگر همه در جهت ِ خلاف ِ او حرف بزنند.
به پسرم ياد بدهيد كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد را انتخاب كند.
لطفا به پسرم ياد بدهيد كه در اشك ريختن خجالتي وجود ندارد.
به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.
به او بگوييد تسليم ِ هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار ِ تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه شجاع باشد. به او بياموريد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع ِ زيادي است اما ببينيد چه مي توانيد بكنيد. پسرم كودك ِكم سن و سال ِ بسيار خوبيست.
صالح
Joy of Fasting 19
ده فرمان موسي (ع)
1- منم خداي خالق ِ تو، كه تو را از كشور ِ مصر، خانه ي غلامي، خارجت نموده ام.
2- تو خداي ِ ديگري غير از من نداري.
3- نام ِ خداي خالقت را براي انجام ِ كار ِ باطل جاري نكن.
4- بياد داشته باش روز ِ شنبه را و آنرا محترم شمار.
5- به پدر و مادرت احترام بگذار، به اين خاطر كه عمرت در زميني كه خداي خالقت به تو عطا مي كند، طولاني شود.
6- قتل مكن.
7- زنا مكن.
8- دزدي مكن.
9- شهادت ِ دروغ در حق ِ ممنوع ِ خود مده.
10- حسادت نكن.
ده فرمان موسي (ع)
1- منم خداي خالق ِ تو، كه تو را از كشور ِ مصر، خانه ي غلامي، خارجت نموده ام.
2- تو خداي ِ ديگري غير از من نداري.
3- نام ِ خداي خالقت را براي انجام ِ كار ِ باطل جاري نكن.
4- بياد داشته باش روز ِ شنبه را و آنرا محترم شمار.
5- به پدر و مادرت احترام بگذار، به اين خاطر كه عمرت در زميني كه خداي خالقت به تو عطا مي كند، طولاني شود.
6- قتل مكن.
7- زنا مكن.
8- دزدي مكن.
9- شهادت ِ دروغ در حق ِ ممنوع ِ خود مده.
10- حسادت نكن.
۱۳۸۲ آبان ۲۰, سهشنبه
Joy of Fasting 15
علت ِ عدم موفقيت ِ بعضي از انسانها:
1- بد فكر مي كنند و افكار ِ منفي، مخرب و يأس آور دارند و مرتب آيه ي يأس براي خود و ديگران مي خوانند. مي گويند: نمي شود، غير ممكن است، نمي توانم و ...
2- مرتب به خاطرات ِ منفي فكز مي كنند و هر چه به آنها مي گويي به خاطرات ِ مثبت و شادت فكر كن، مي گويند چنين خاطره اي ندارند.
3- ترس از آينده دارند و مرتب تخيلات ِ منفي و غلط ترسيم مي كنند.
4- حرف ِ انسانها منفي باف را حقيقت مي دانند و تمام اميدهاي ديگران را صرفا نوعي دلگرمي ِ از سر ِ ترحم مي دانند.
5- خود را باور ندارند.
6- در ارتباط با ديگران شاد نيستند.
7- ماهيچه هاي تصميم گيريشان قوي نيست.
8- دچار توهم ِ ترس از شكست هستند.
9- به خدا توكل نمي كنند.
منبع: تكنولوژي فكر
نوشته ي: دكتر آزمنديان
صالح
علت ِ عدم موفقيت ِ بعضي از انسانها:
1- بد فكر مي كنند و افكار ِ منفي، مخرب و يأس آور دارند و مرتب آيه ي يأس براي خود و ديگران مي خوانند. مي گويند: نمي شود، غير ممكن است، نمي توانم و ...
2- مرتب به خاطرات ِ منفي فكز مي كنند و هر چه به آنها مي گويي به خاطرات ِ مثبت و شادت فكر كن، مي گويند چنين خاطره اي ندارند.
3- ترس از آينده دارند و مرتب تخيلات ِ منفي و غلط ترسيم مي كنند.
4- حرف ِ انسانها منفي باف را حقيقت مي دانند و تمام اميدهاي ديگران را صرفا نوعي دلگرمي ِ از سر ِ ترحم مي دانند.
5- خود را باور ندارند.
6- در ارتباط با ديگران شاد نيستند.
7- ماهيچه هاي تصميم گيريشان قوي نيست.
8- دچار توهم ِ ترس از شكست هستند.
9- به خدا توكل نمي كنند.
منبع: تكنولوژي فكر
نوشته ي: دكتر آزمنديان
صالح
۱۳۸۲ آبان ۱۷, شنبه
Joy of Fasting 13
اي كاش ما آدمها وداعهامون گرمتر از ايني بود كه هست. خداحافظي تلخه ولي بدتر از اون اينه كه چيزي بيش از حرفهاي معمول و حفظ به هم نگيم. به نظرم يه خداحافظي ِ گرم مي تونه حال ِ مسافر رو حسابي جا بياره. هميشه ميگن وداع سخته. اما چرا وقتي بهترين دوستتون داره ميره، خيلي سرد باهاش خدافظي مي كنيد؟!
بعضيها از هم انرژي ميگيرن و بعضيها از طبيعت. اما در اينكه همه انرژي مي خوان و اميد رو دوست دارن شك نكنيم. به ديگران اميد بديم تا خودمون اولين كسي باشيم كه به اميد مي رسه.
ماه ِ سفيد ِ امشب. به من اميد مي دي؟
لوبيا كوچولوي توي ليوان ِ آب. تو به من اميد مي دي؟
اي درخت ِ ساكت، تو كه ماه ها شفاي روح ِ من بودي چه؟ آيا تو مي توني به من اميد بدي؟ آيا تو مي توني پر حرفتر از انسانهاي ساكت و ماتم زده باشي.
ماه ِ گرفته ي سحرگاه، تو كه امشب در يه تئاتر ِ چند دقيقه اي، جلوي چشم ِ همه ي ما آدمهاي تماشاچي، سفيدي رو به سياهي و بلافاصله سياهي رو به سفيدي ِ شادتر تبديل مي كني، حاضري به من چيزهايي بگويي؟
حافظ، تو چه؟ همه تو رو بخاطر اميدت دوس دارن. تو اميد ميدي؟
خداي اميدوار، سلام، من اميد مي خوام. لطفا كمي اميد ِ تازه بهم بده. براش حاضرم صبرم رو خرج كنم. حاضرم تسليم بشم. ميشه به من .... لطفا.
... محمد
اي كاش ما آدمها وداعهامون گرمتر از ايني بود كه هست. خداحافظي تلخه ولي بدتر از اون اينه كه چيزي بيش از حرفهاي معمول و حفظ به هم نگيم. به نظرم يه خداحافظي ِ گرم مي تونه حال ِ مسافر رو حسابي جا بياره. هميشه ميگن وداع سخته. اما چرا وقتي بهترين دوستتون داره ميره، خيلي سرد باهاش خدافظي مي كنيد؟!
بعضيها از هم انرژي ميگيرن و بعضيها از طبيعت. اما در اينكه همه انرژي مي خوان و اميد رو دوست دارن شك نكنيم. به ديگران اميد بديم تا خودمون اولين كسي باشيم كه به اميد مي رسه.
ماه ِ سفيد ِ امشب. به من اميد مي دي؟
لوبيا كوچولوي توي ليوان ِ آب. تو به من اميد مي دي؟
اي درخت ِ ساكت، تو كه ماه ها شفاي روح ِ من بودي چه؟ آيا تو مي توني به من اميد بدي؟ آيا تو مي توني پر حرفتر از انسانهاي ساكت و ماتم زده باشي.
ماه ِ گرفته ي سحرگاه، تو كه امشب در يه تئاتر ِ چند دقيقه اي، جلوي چشم ِ همه ي ما آدمهاي تماشاچي، سفيدي رو به سياهي و بلافاصله سياهي رو به سفيدي ِ شادتر تبديل مي كني، حاضري به من چيزهايي بگويي؟
حافظ، تو چه؟ همه تو رو بخاطر اميدت دوس دارن. تو اميد ميدي؟
خداي اميدوار، سلام، من اميد مي خوام. لطفا كمي اميد ِ تازه بهم بده. براش حاضرم صبرم رو خرج كنم. حاضرم تسليم بشم. ميشه به من .... لطفا.
... محمد
۱۳۸۲ آبان ۱۶, جمعه
Joy of Fasting 12
چرا خشم، نفرت و اضطراب باعث ريزش مو ميشه؟
كسي كه تارهاي عصبيش به شدت و ناگهاني تحريك ميشه، مثلا عصباني شديد ميشه، دلش شور شديد ميزنه و يا از چيزي به شدت ميترسه و خلاصه هر كاري كه اعصاب رو تحريك شديد مي كنه، توي بدنش و توي عصبهاش الكتريسيته ي زيادي بطور ناگهاني ايجاد ميشه.
اين الكتريسيته مثل رعد و برقه و باعث ميشه توي بدن تعداد زيادي سلول باردار بوجود بيان كه بهشون ميگن راديكال آزاد. اين سلولهاي باردار توي خون حركت مي كنن و به هر چيزي ميچسبن.
(دود سيگار هم چون به شدت وارد ريه ميشه و به ديواره ي ريه ساييده ميشه، مثل ِ شونه اي كه به مو ساييده بشه، هم خودش باردار ميشه و هم سلولهاي خوني رو باردار ميكنه و هر نخ سيگار 15000 راديكال آزاد توليد مي كنه.)
راديكال آزاد چيز خطرناكيه چون به هر چيزي مي چسبه. مثل ذره ي مثبتي كه آزاده و مي تونه به هرچيزي بچسبه. بنابراين توي رگ به ديواره هاي مي چسبه و رسوب توليد كنه. اين تنگ شدن رگ باعث ميشه خون كمتري توي مويرگها حركت كنه.
اين باعث ميشه خون كمتري توي مويرگهاي زير ِ موهاي سر جاري بشه و كم كم موها از شدت ِ بي غذايي بميرن و بيفتن. پس خشم و دلشوره و هراس و تشويش باعث ريزش مو ميشه.
صالح
چرا خشم، نفرت و اضطراب باعث ريزش مو ميشه؟
كسي كه تارهاي عصبيش به شدت و ناگهاني تحريك ميشه، مثلا عصباني شديد ميشه، دلش شور شديد ميزنه و يا از چيزي به شدت ميترسه و خلاصه هر كاري كه اعصاب رو تحريك شديد مي كنه، توي بدنش و توي عصبهاش الكتريسيته ي زيادي بطور ناگهاني ايجاد ميشه.
اين الكتريسيته مثل رعد و برقه و باعث ميشه توي بدن تعداد زيادي سلول باردار بوجود بيان كه بهشون ميگن راديكال آزاد. اين سلولهاي باردار توي خون حركت مي كنن و به هر چيزي ميچسبن.
(دود سيگار هم چون به شدت وارد ريه ميشه و به ديواره ي ريه ساييده ميشه، مثل ِ شونه اي كه به مو ساييده بشه، هم خودش باردار ميشه و هم سلولهاي خوني رو باردار ميكنه و هر نخ سيگار 15000 راديكال آزاد توليد مي كنه.)
راديكال آزاد چيز خطرناكيه چون به هر چيزي مي چسبه. مثل ذره ي مثبتي كه آزاده و مي تونه به هرچيزي بچسبه. بنابراين توي رگ به ديواره هاي مي چسبه و رسوب توليد كنه. اين تنگ شدن رگ باعث ميشه خون كمتري توي مويرگها حركت كنه.
اين باعث ميشه خون كمتري توي مويرگهاي زير ِ موهاي سر جاري بشه و كم كم موها از شدت ِ بي غذايي بميرن و بيفتن. پس خشم و دلشوره و هراس و تشويش باعث ريزش مو ميشه.
صالح
۱۳۸۲ آبان ۱۵, پنجشنبه
خوبي چيست؟
Joy of Fasting 11
شما خوب هستيد، وقتي كه دلير و مصمم با گامهاي استوار به سوي مقصد پيش مي رويد.
اما وقتي با گامهاي لرزان و لنگ لنگان به سوي هدف مي رويد نيز بد نيستيد.
شما كه نيرومند و چابكيد، مراقب باشيد كه پيش ِ لنگان، خود را لنگ مكنيد و اين كار را محبتي به آنها ندانيد.
خوبي ِ شما در ”آرزويي“ آشكار مي شود كه براي رسيدن به خود ِ برتر ِ الهيتان داريد و اين آرزو در همه ي شما موج مي زند.
در برخي از شما اين آرزو چون سيلابي پرشتاب است كه با قدرت به آغوش ِ دريا مي رود و اسرار ِ تپه ها و آواز جنگلها را با خود به ارمغان مي برد.
در برخي ديگر اين آرزو چون نهري آرام است كه پيش از رسيدن به دريا در هر پيچ و خم گم مي شود و هر گوشه درنگ مي كند.
ولي آنكه شوق و شتابش افزون است، نبايد بر آنكه توشه ي آرزويش كمتر است عتاب كند كه چرا اينچنين آهسته و پر درنگ مي روي؟
وقتي كه مي كوشيد از وجودتان چيزي عطا كنيد، خير در شماست.
اما وقتي كه مي كوشيد چيزي به دست آوريد نيز شري در شما نيست.
زيرا وقتي كه براي سود تلاش مي كنيد، همچون ريشه اي هستيد كه مادر زمين را تنگ در آغوش مي گيريد و از سينه ي آن شير مي خوريد.
و ميوه نمي تواند به ريشه بگويد: «مانند ِ من باش، رسيده و پر آب. پر خير و بركت. وجودت را به ديگران عطا كن.»
زيرا عطا كردن براي ميوه يك نياز است، چنانكه دريافت كردن براي ريشه نيز يك نياز به شمار مي آيد.
منبع: پيامبر، ترجمه الهي قمشه اي ص 79
... محمد
شما خوب هستيد، وقتي كه دلير و مصمم با گامهاي استوار به سوي مقصد پيش مي رويد.
اما وقتي با گامهاي لرزان و لنگ لنگان به سوي هدف مي رويد نيز بد نيستيد.
شما كه نيرومند و چابكيد، مراقب باشيد كه پيش ِ لنگان، خود را لنگ مكنيد و اين كار را محبتي به آنها ندانيد.
خوبي ِ شما در ”آرزويي“ آشكار مي شود كه براي رسيدن به خود ِ برتر ِ الهيتان داريد و اين آرزو در همه ي شما موج مي زند.
در برخي از شما اين آرزو چون سيلابي پرشتاب است كه با قدرت به آغوش ِ دريا مي رود و اسرار ِ تپه ها و آواز جنگلها را با خود به ارمغان مي برد.
در برخي ديگر اين آرزو چون نهري آرام است كه پيش از رسيدن به دريا در هر پيچ و خم گم مي شود و هر گوشه درنگ مي كند.
ولي آنكه شوق و شتابش افزون است، نبايد بر آنكه توشه ي آرزويش كمتر است عتاب كند كه چرا اينچنين آهسته و پر درنگ مي روي؟
وقتي كه مي كوشيد از وجودتان چيزي عطا كنيد، خير در شماست.
اما وقتي كه مي كوشيد چيزي به دست آوريد نيز شري در شما نيست.
زيرا وقتي كه براي سود تلاش مي كنيد، همچون ريشه اي هستيد كه مادر زمين را تنگ در آغوش مي گيريد و از سينه ي آن شير مي خوريد.
و ميوه نمي تواند به ريشه بگويد: «مانند ِ من باش، رسيده و پر آب. پر خير و بركت. وجودت را به ديگران عطا كن.»
زيرا عطا كردن براي ميوه يك نياز است، چنانكه دريافت كردن براي ريشه نيز يك نياز به شمار مي آيد.
منبع: پيامبر، ترجمه الهي قمشه اي ص 79
... محمد
۱۳۸۲ آبان ۱۳, سهشنبه
Joy of Fasting 10
وقتي آدم درس خوندنش رو به ده دقيقه ي ديگه موكول مي كنه (و هي عقبتر مي ندازش)، معنيش اينه كه داره يه كار ِ ديگه اي مي كنه كه ازش بيشتر لذت مي بره. خلاصه ترش ميشه اينكه اين آدم داره بابت ِ درس نخوندن، به خودش پاداش ميده! يه پاداشي كه براش لذتبخش تره.
اگه ما بتونيم براي مطالعه كردنهاي خوذمون به خودمون پاداش بديم مي تونيم غول ِ جهل رو شكست داديم. بابت ِ درس نخوندن خودمون رو تنبيه نكنيم بلكه بابت ِ خوندن يه آهنگ ِ خوب بذاريم.
كدوم پاداش بهتره؟
1- اگه شاگرد ِ اول بشم، يه واكمن مي خرم.
2- اگه اين فصل رو امشب تموم كنم، يه تلفن ِ ده دقيقه اي ميرنم به دوستم و باهاش خوش و بش مي كنم.
پاداش ِ دومي چون نزديكتره خيلي خيلي بهتره از اولي. يادمون باشه در تمام ِ ايام ِ زندگي بايد به خودمون هي پاداش بديم تا به رفتارهاي دلخواهمون عادت كنيم.
اگه شما بگي اين ده صفحه رو كه خوندم ميرم يه ظرف ميوه ميارم و مي خورم، بعدش درس نخوني و بري تلويريون نگاه كني، يعني اينه كه بايد 10 صفحه رو بكنيش 1 صفحه و پاداش رو هم ده قسمت كني تا كم كم ياد بگيري از درس خوندن هم مثل تلويريون ديدن لذت ببري.
يه چيز ديگه هم مهمه. قبل از درس خوندن نخواب. نگو بذار يه كم بخوابم و بعد سر ِ حال پاشم بخونم. سعي من بخوني و بعد بخوابي. اگه بين ِ درس خوندنت و امتحانت حداقل 4 ساعت بخوابي مطالب خوب يادت مي مونه.
اينا همه گوشه هايي از كتاب ِ فن مطالعه نوشته ي خانم ليندا فريل انيس ِ.
... محمد
وقتي آدم درس خوندنش رو به ده دقيقه ي ديگه موكول مي كنه (و هي عقبتر مي ندازش)، معنيش اينه كه داره يه كار ِ ديگه اي مي كنه كه ازش بيشتر لذت مي بره. خلاصه ترش ميشه اينكه اين آدم داره بابت ِ درس نخوندن، به خودش پاداش ميده! يه پاداشي كه براش لذتبخش تره.
اگه ما بتونيم براي مطالعه كردنهاي خوذمون به خودمون پاداش بديم مي تونيم غول ِ جهل رو شكست داديم. بابت ِ درس نخوندن خودمون رو تنبيه نكنيم بلكه بابت ِ خوندن يه آهنگ ِ خوب بذاريم.
كدوم پاداش بهتره؟
1- اگه شاگرد ِ اول بشم، يه واكمن مي خرم.
2- اگه اين فصل رو امشب تموم كنم، يه تلفن ِ ده دقيقه اي ميرنم به دوستم و باهاش خوش و بش مي كنم.
پاداش ِ دومي چون نزديكتره خيلي خيلي بهتره از اولي. يادمون باشه در تمام ِ ايام ِ زندگي بايد به خودمون هي پاداش بديم تا به رفتارهاي دلخواهمون عادت كنيم.
اگه شما بگي اين ده صفحه رو كه خوندم ميرم يه ظرف ميوه ميارم و مي خورم، بعدش درس نخوني و بري تلويريون نگاه كني، يعني اينه كه بايد 10 صفحه رو بكنيش 1 صفحه و پاداش رو هم ده قسمت كني تا كم كم ياد بگيري از درس خوندن هم مثل تلويريون ديدن لذت ببري.
يه چيز ديگه هم مهمه. قبل از درس خوندن نخواب. نگو بذار يه كم بخوابم و بعد سر ِ حال پاشم بخونم. سعي من بخوني و بعد بخوابي. اگه بين ِ درس خوندنت و امتحانت حداقل 4 ساعت بخوابي مطالب خوب يادت مي مونه.
اينا همه گوشه هايي از كتاب ِ فن مطالعه نوشته ي خانم ليندا فريل انيس ِ.
... محمد
۱۳۸۲ آبان ۱۲, دوشنبه
Joy of Fasting 9
سريال هزاران چشم به نظرم نقطه ي عطفي در بين سريالهاست و ديدنش اصلا وقت تلف كردن نيست.
زيبايي ِ نداشتن ِ پول، نداشتن ِ سلامتي و هزاران نداشتن ِ ديگه رو ميشه تو اين سريال ديد. اونم بدون اينكه گدابازي در بيارن و هي اشك بريزن و برن توي در و همسايه ناله كنن. كسي كه نداره، اگه عرت ِ نفس رو حفظ كنه، برنامه ريزتر و باانگيزه تر ميشه و اگه يادبگيره چه جوري توكل كنه، شاد هم ميشه.
فقر يه مقامه. فقر برادر ِ خواستنه. هر كي بخواد، خودبخود به حركت مي افته. هر كي هم به حركت افتاد ديگه زره ِ پولادي ِ «دعا كنيد تا استجابت كنم» رو پوشيده. فقر به معناي گدايي نيست. اوني كه از همه پولدارتره از همه فقيرتره. يعني بيشتر مي خواد. اون دانشجويي كه داره از همه چيراي خوب ميزنه تا تحقيقاتش جلو بره يا معدلش عالي بشه، مسلما فرق داره با اوني كه يه گوشه ي خوابگاه نشسته و به دختر يا پسري كه كه دوسش داره فكر مي كنه و باهاش خيال مي پرورونه. كاملا معلومه اينها دو «مقام» ِ جدا دارن.
يه چيز هم خيلي مهمه كه آدم حرص نزنه و هول نكنه. تو قرآن هست كه اگه خدا بخواد به كسي رحمتي بفرسته، هيچكس نمي تونه اون رحمت رو بدزده و مال ِ خودش كنه. اين يعني اينكه خدا ماها رو دونه به دونه مي شناسه!
كسي كه چيزي رو مي خواد، بايد قدر ِ خودش رو بدونه. شاگرد اول ِ كلاس ِ طبيعت كسيه كه بيشتر ار همه مي خواد. مثل امام سجاد كه از خدا بهترين زيباييها رو نه بلكه همه ي زيبايي ها رو مي خواد تا ازش به همه ي آدمها بخشش كنه (ترجمه ي دعاي سحر رو يم نگا بنداريم).
همين سريال ِ قشنگ باعث شده كه خيلي چيزاي تازه ياد بگيرم. مثلا اينكه لامپ ِ مهتابي نور سالمتر و ارزونتري براي مطالعه بوجود مياره. پولهاي توي كيف ِ پول اگه برنامه داشته باشن اضطراب ِ آدمها كم ميشه و يا اينكه اگه يه معلول ِ جسمي كه نمي تونه خونواده تشكيل بده يه روزي عاشق شد بايد چه جوري منصرفش كرد.
امروز وقت داشتم يه دوري بزنم تو بازار ِ كتاب. يه كتاب ِ خوب براي مطالعه كردن ديدم كه از همه ي كتابهايي كه در اين زمينه ترجمه شده، بهتره.. تو اتوبوس همش رو خوندم. خوب بود. يعني پيشنهاداش جديده و عملي.
مشخصات:
اسم: فن ِ مطالعه - Study techniques
قيمت: 750 تومن
اطلاعات ِ بيشتر اينجاست.
و يه چيز ِ ديگه: امروز فهميدم كه آدم مي تونه كتابخانه ي ملي ِ ايران عضو بشه. توي وزارت ِ ارشاد هم ميشه براش ثبت ِ نام كرد.
... محمد
سريال هزاران چشم به نظرم نقطه ي عطفي در بين سريالهاست و ديدنش اصلا وقت تلف كردن نيست.
زيبايي ِ نداشتن ِ پول، نداشتن ِ سلامتي و هزاران نداشتن ِ ديگه رو ميشه تو اين سريال ديد. اونم بدون اينكه گدابازي در بيارن و هي اشك بريزن و برن توي در و همسايه ناله كنن. كسي كه نداره، اگه عرت ِ نفس رو حفظ كنه، برنامه ريزتر و باانگيزه تر ميشه و اگه يادبگيره چه جوري توكل كنه، شاد هم ميشه.
فقر يه مقامه. فقر برادر ِ خواستنه. هر كي بخواد، خودبخود به حركت مي افته. هر كي هم به حركت افتاد ديگه زره ِ پولادي ِ «دعا كنيد تا استجابت كنم» رو پوشيده. فقر به معناي گدايي نيست. اوني كه از همه پولدارتره از همه فقيرتره. يعني بيشتر مي خواد. اون دانشجويي كه داره از همه چيراي خوب ميزنه تا تحقيقاتش جلو بره يا معدلش عالي بشه، مسلما فرق داره با اوني كه يه گوشه ي خوابگاه نشسته و به دختر يا پسري كه كه دوسش داره فكر مي كنه و باهاش خيال مي پرورونه. كاملا معلومه اينها دو «مقام» ِ جدا دارن.
يه چيز هم خيلي مهمه كه آدم حرص نزنه و هول نكنه. تو قرآن هست كه اگه خدا بخواد به كسي رحمتي بفرسته، هيچكس نمي تونه اون رحمت رو بدزده و مال ِ خودش كنه. اين يعني اينكه خدا ماها رو دونه به دونه مي شناسه!
كسي كه چيزي رو مي خواد، بايد قدر ِ خودش رو بدونه. شاگرد اول ِ كلاس ِ طبيعت كسيه كه بيشتر ار همه مي خواد. مثل امام سجاد كه از خدا بهترين زيباييها رو نه بلكه همه ي زيبايي ها رو مي خواد تا ازش به همه ي آدمها بخشش كنه (ترجمه ي دعاي سحر رو يم نگا بنداريم).
همين سريال ِ قشنگ باعث شده كه خيلي چيزاي تازه ياد بگيرم. مثلا اينكه لامپ ِ مهتابي نور سالمتر و ارزونتري براي مطالعه بوجود مياره. پولهاي توي كيف ِ پول اگه برنامه داشته باشن اضطراب ِ آدمها كم ميشه و يا اينكه اگه يه معلول ِ جسمي كه نمي تونه خونواده تشكيل بده يه روزي عاشق شد بايد چه جوري منصرفش كرد.
امروز وقت داشتم يه دوري بزنم تو بازار ِ كتاب. يه كتاب ِ خوب براي مطالعه كردن ديدم كه از همه ي كتابهايي كه در اين زمينه ترجمه شده، بهتره.. تو اتوبوس همش رو خوندم. خوب بود. يعني پيشنهاداش جديده و عملي.
مشخصات:
اسم: فن ِ مطالعه - Study techniques
قيمت: 750 تومن
اطلاعات ِ بيشتر اينجاست.
و يه چيز ِ ديگه: امروز فهميدم كه آدم مي تونه كتابخانه ي ملي ِ ايران عضو بشه. توي وزارت ِ ارشاد هم ميشه براش ثبت ِ نام كرد.
... محمد
Joy of Fasting 8
روزي چشم گفت: ”من آنسوي اين دره ها ، كوهي مي بينم پوشيده در غباري لاجوردي، آيا زيبا نيست؟“
گوش شنيد و هنگامي كه با دقت گوش فرا داد، گفت: ”اما كوه كجاست؟ آنرا نميشنوم!“
سپس دست به سخن آمده و گفت: ”بيهوده تلاش ميكنم كه آن را لمس نمايم. نميتوانم كوهي بيابم“
و بيني گفت : كوهي وجود ندارد چون نميتوانم ببويمش
آنگاه ِ چشم به سوي ديگر برگشت.
همه با هم در مورد خيال باطل و عجيب چشم به سخن بمي راندند و
گفتند: ”براي چشم بايد اتفاقي افتاده باشد...! شايد ديوانه شده!“
(خليل جبران)
... مجمد
روزي چشم گفت: ”من آنسوي اين دره ها ، كوهي مي بينم پوشيده در غباري لاجوردي، آيا زيبا نيست؟“
گوش شنيد و هنگامي كه با دقت گوش فرا داد، گفت: ”اما كوه كجاست؟ آنرا نميشنوم!“
سپس دست به سخن آمده و گفت: ”بيهوده تلاش ميكنم كه آن را لمس نمايم. نميتوانم كوهي بيابم“
و بيني گفت : كوهي وجود ندارد چون نميتوانم ببويمش
آنگاه ِ چشم به سوي ديگر برگشت.
همه با هم در مورد خيال باطل و عجيب چشم به سخن بمي راندند و
گفتند: ”براي چشم بايد اتفاقي افتاده باشد...! شايد ديوانه شده!“
(خليل جبران)
... مجمد
۱۳۸۲ آبان ۱۱, یکشنبه
خدا در خيال ِ كودك
Joy of Fasting 6
اليرابت برت برونينگ
گويند خدا بالاست
اما اگر به فراز ِ كاج نگاه كني
نخواهي ديدش. راستي چرا؟
اگر اعماق ِ معدن ها را بكاوي
او را در طلاي معادن نخواهي يافت
اگرچه اين نور ِ اوست
كه در هر چه شكوهمند است، مي درخشد.
چقدر او خوب و مهربان است!
كه روي حقيقت ِ زمين و آسمان روكش انداخته
و خود را همچون عشقي،
كه مثل رازي در قلب حبس مي شود،
در پرده قايم كرده است.
اما
من همچنان حس مي كنم
آغوش ِ گرم ِ او،
از همه ي آفريدگان
و هر چه كه به چشم و گوش مي آيد،
به سوي ِ من گشوده شده است.
مثل اين مي ماند
كه مادر ِ مهربانم نيمه شب
لبهاي مهربانش را بر پلكهاي بسته ي من مي نهد،
مرا نيمه بيدار مي كند،
و مي گويد:“
نازنين،
حدس بزن چه كسي تو را در تاريكي بوسيده است؟!“
Elizabeth Barrett Browning
آستين بر روي و نقشي در ميان افكنده اي
خويشتن پنهان، و شوري در جهان افكنده اي
هر يكي ناديده از رويت نشاني مي دهند
پرده بردار اي كه خلقي در گمان افكنده اي
(سعدي)
... محمد
اليرابت برت برونينگ
گويند خدا بالاست
اما اگر به فراز ِ كاج نگاه كني
نخواهي ديدش. راستي چرا؟
اگر اعماق ِ معدن ها را بكاوي
او را در طلاي معادن نخواهي يافت
اگرچه اين نور ِ اوست
كه در هر چه شكوهمند است، مي درخشد.
چقدر او خوب و مهربان است!
كه روي حقيقت ِ زمين و آسمان روكش انداخته
و خود را همچون عشقي،
كه مثل رازي در قلب حبس مي شود،
در پرده قايم كرده است.
اما
من همچنان حس مي كنم
آغوش ِ گرم ِ او،
از همه ي آفريدگان
و هر چه كه به چشم و گوش مي آيد،
به سوي ِ من گشوده شده است.
مثل اين مي ماند
كه مادر ِ مهربانم نيمه شب
لبهاي مهربانش را بر پلكهاي بسته ي من مي نهد،
مرا نيمه بيدار مي كند،
و مي گويد:“
نازنين،
حدس بزن چه كسي تو را در تاريكي بوسيده است؟!“
Elizabeth Barrett Browning
آستين بر روي و نقشي در ميان افكنده اي
خويشتن پنهان، و شوري در جهان افكنده اي
هر يكي ناديده از رويت نشاني مي دهند
پرده بردار اي كه خلقي در گمان افكنده اي
(سعدي)
... محمد
اشتراک در:
پستها (Atom)