.


.::: Psychology and the Technology of Thought  - About this weblog :::.



      با داناهای عالم

بایگانی با داناهای عالم
وب خوان



خوش تراش











  • گروه دیدار: نویسندگان و خوانندگان ِ شفا
  • راهنمای نویسنده ی شفا شدن
  • شفا را با وب خوان هم می توانید بخوانید
    اضافه کردن ِ شفا به صفحه ی گوگل ِ من
    اضافه کردن ِ شفا به صفحه ی یاهوی من

  • تعداد کسانی که شفا را با وب خوان می خوانند


  • جستجو در آرشیو ِ درسنامه ی شفا




  • معرفی ِ فر آورده های فرهنگی



    خورشید در تهران





    به کمک ِ وب سایت زیبای اوقات




    Shefa Readers World Wide Map


    آمار از 6 خرداد 88



    برچسب ها

    بایگانی بر اساس ِ برچسب ِ نوشته ها
    هنوز ناقص است
  • نوشته های شبنم
  • نوشته های هاله
  • نوشته های زهرا
  • نوشته های نیلوفر
  • وب نوردی های محمد
  • وب نوردی های
  • وب نوردی های
  • وب نوردی های






  • مدونایی که گرفتار طوفان شد!



    از اونجایی که گرد و غبار بیابانی نیمی از ایران رو فراگرفته ، گویا طبیعت هم حماسه خس و خاشاک راه انداخته.


    اوضاع ما هم شده مثل کنسرت جدید مدونا! اون اندامهای زشت و پیرت رو همه دارن میبینن یا نهایتش خیلی راحت میتونن تصور کنن! خب عزیز من اون یه کف دست لباس رو هم نپوش خیال خودتو بقیه رو راحت کن!



    Sunday، July 5، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به



    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    گیلاس


    روز ، شب نیست.

    گیلاس را باید خورد اما باید حواست به کرم دار بودنش باشد.

    فیل بالای درخت هرچقدر هم داد بزند بگوید من گیلاسم ،گیلاس نیست. حالا برو خودتو بکش!

    شعور چیز خوبیست.

    شرف هم صد البته

    .



    Saturday، July 4، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous شتر: گاهی اوقات روزو برات شب می کنند...
    گاهی اوقات هم حواست نیست و یک گیلاس کرمدار رو می خوری ، خوب اگه رد شد و نفهمیدی خوش به حالت که زندگیتو ادامه میدی..... ولی اگه بر حسب یک اتفاق نه چندان دور از ذهن متوجه شدی گیلاس کرمی خوردی ، اون وقته که چندشت میشه و بیشتر عصبی میشی از رودستی که خوردی..... و اینجاست شعوری که گفتی به کمک میاد تا بار دیگه گیلاس رو خوب نگاه کنی، چون اگه از یه سوراخ دوبار گزیده بشی عمرتو هدر دادی!
    من جملتو اینجوری ریفریس میکنم:
    شرف چیز خوبیه ولی شعور خیلی خوبه !
    (چون به نظر من شعور شرف هم میاره)  
    Anonymous شتر: گاهی اوقات روزو برات شب می کنند...
    گاهی اوقات هم حواست نیست و یک گیلاس کرمدار رو می خوری ، خوب اگه رد شد و نفهمیدی خوش به حالت که زندگیتو ادامه میدی..... ولی اگه بر حسب یک اتفاق نه چندان دور از ذهن متوجه شدی گیلاس کرمی خوردی ، اون وقته که چندشت میشه و بیشتر عصبی میشی از رودستی که خوردی..... و اینجاست شعوری که گفتی به کمک میاد تا بار دیگه گیلاس رو خوب نگاه کنی، چون اگه از یه سوراخ دوبار گزیده بشی عمرتو هدر دادی!
    من جملتو اینجوری ریفریس میکنم:
    شرف چیز خوبیه ولی شعور خیلی خوبه !
    (چون به نظر من شعور شرف هم میاره)  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    درباره ی الی ...



    فیلم ِ درباره ی الی ... را دیدم. بدون ِ موسیقی به مدت ِ دو ساعت تماشاگر رو روی صندلی میخکوب می کنه. فیلمبرداری ملتهب از صحنه ها بدون ِ لرزش ِ اضافی از رازهای صمیمیت ِ فیلمه. بازیگران همه در حد ِ باوربذیری خوب بازی کردند. فیلم ِ بسیار خوش ساخت، با داستانی بسیار جذاب. به نظرم بهترین فیلمی بود که در سال ِ گذشته دیده بودم و می ارزه که بار ِ دیگه هم ببینمش.

    اما نکاتی هم به ذهنم رسید. ماندگاری ِ داستان تا چند ساعت در ذهن ِ بیننده است و بعد کمرنگ میشه. دلیل ِ این موقت بودن کم بودن ِ نکات ِ عمیق در سطح ِ داستانه. مکالمه ها بسیار جذاب و روان هستن و بازی ها خوب اما نکته ای هست. این سه خانواده که افرادی سطحی و سرخوش هستن بر اثر ماجرایی همه کمی عمیق تر میشن و آدم طی ِ دو روز این عمق رو می فهمه. اما تقریبا عمق ِ همه یکی میشه. حتا عمق ِ خانم ِ فراهانی هم که از بقیه بیشتر می فهمید در آخر ِ فیلم بالا میاد تا هم سطح ِ بقیه بشه. حضور ِ یک تفاوت در تاثیری که این حادثه روی همه می گذاره ای کاش بعد از دو روز کمی متفاوت تر می شد تا فیلم ماندگاری بیشتری در ذهن داشته باشه.

    در کل در بین همه ی فیلم های آمریکایی و اروپایی و ایرانی که دیدم فیلم ِ درباره ی الی از همه لحاظ بالاتر بود. اما به ماندگاری آثار کیارستمی نیست که ماه ها و سال ها توی روحت باهات همراه باشه. دیدن ِ فیلم ِِ زیبای درباره ی الی رو به همه توصیه می کنم.





    Excerpt: On the recent Iranian film named About Elli...




    Friday، July 3، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous ناشناس: بيانيه مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي (مدظله العالي)در ارتباط با مسائل جاري کشور

    http://saanei.org/page.php?pg=showpayam&id=77&lang=fa  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    نیچر



    مطالب اختصاصی درمورد وقایع اخیر ایران در مجله نیچر



    مرسی از محبوب برای لینک



    Excerpt: On Iran's recent issues in Nature, in its articles and news






    Thursday، July 2، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous هادي: از سري داستانهاي آموزنده :

    چوپانی بود که در نزدیکی ده، گوسفندان را به چرا می برد.

    مردم ده، همه گوسفندانشان را به او سپرده بودند و او هر روز مشغول مراقبت از آنان بود.

    چوپان،‌ هر روز که گرسنه میشد، گوسفندی را میکشت. کباب میکرد و خود و بستگانش با آن سیر میشدند.

    سپس فریاد میزد: گرگ. گرگ. ای مردم. گرگ...

    مردم ده سرآسیمه میرسیدند و میدیدند که مانند همیشه، کمی دیر شده و گرگ
    گوسفندی را خورده است.

    مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند.
    از وحشی ترین و خونخوارترینها.

    چوپان به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی
    خورده نخواهد شد.

    هنوز چند روزی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند گوسفندی خورده شده است.

    یکی از مردم، به بقیه گفت:

    ببینید. ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است. هنوز خرده هایی از گوشت سرخ
    شده گوسفندانمان باقی است.

    بقیه مردم که تازه متوجه شدند چوپان، دروغگوست، فریاد برآوردند: دزد. دزد. دزد را بگیرید...

    ناگهان چهره مهربان و دلسوخته چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت.
    چوب چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم او را همراهی
    میکردند.

    برخی مردم زخمی شدند. برخی دیگر گریختند.

    از آن شب، پدرها و مادرها برای بچه ها، در داستانهای خود شرح میدادند که:

    عزیزان. دورغگویی همیشه هم بی نتیجه نیست. دروغگوها میتوانند از
    راستگویان هم سبقت بگیرند. خصوصاً وقتی پیشاپیش، چوب، گوسفندها و سگهای نگهبانتان را به آنها سپرده باشید.  
    Anonymous شتر: مرسی ، واقعا داستان جالبی رو عنوان کردی.  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    مردم!



    قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    هموطنان عزیز

    همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

    از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

    خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند، ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

    باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

    باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

    به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

    به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

    به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

    مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

    به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

    چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

    مردم!

    ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.

    ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.

    مردم!

    علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

    تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

    امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

    امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

    مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

    - نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

    به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

    - اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

    - ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

    - در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

    - ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

    - سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

    شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

    در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

    در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

    گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

    - توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

    - اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

    - رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

    - آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

    - فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

    - ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

    - توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

    - برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

    - صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

    - آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

    در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.

    میر حسین موسوی


    Wednesday، July 1، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Blogger Win2ows: دانلود رایگان کتابهای کامپیوتری www.abonan.persianblog.ir  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    راه بازگرداندن اعتماد مردم بیان شده است، بروید تلاش کنید آن راهکار عملی شود.



    سید محمد خاتمی با ابراز نگرانی از لطمه خوردن به اعتماد عمومی بخش قابل توجهی از جامعه، خواستار تشکیل هیأت بی‌طرفی برای حل مسائل پیش آمده در خصوص انتخابات شد و بر تغییر فضای امنیتی و نظامی کنونی تأکید کرد.

    رئیس جمهوری سابق ایران در دیدار با هیأت منتخب کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: مطمئن هستم همه شما از سر دلسوزی برای نظام، اسلام، ایران و انقلاب تلاش می کنید. اما اجازه بدهید چند نکته را عرض کنم.

    نظرات من خیلی روشن و شفاف هست. من خودم را فرزند مخلص انقلاب می‌دانم. همواره عشق به امام داشته‌ام و در حد خودم تلاش کرده‌ام. بعد از انقلاب هم هر جا که بودم و احساس کردم باید در عرصه باشم حضور داشته‌ام و الان هم همین طور است. نظام برایم امر مقدسی بوده که آن را حاصل انقلاب اصیل دینی و مردمی می دانم که برای آن هزینه پرداخته اند.

    من در اصلاحاتی که از دیدگاه خودم تبیین کرده‌ام گفتم حرکت اصلاحی حرکتی است که بیش از صد سال است در جامعه ما بروز و ظهور دارد که اوج آن را در انقلاب اسلامی مشاهده می کنیم و حاصل انقلاب اسلامی هم جمهوری اسلامی است. تفاوتی که امام و انقلاب ما با سایر جنبش‌ها داشته این است که انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی را عرضه کرد و معتقدم یکی از موارد تضعیف نظام این است که در داخل از معیارهای جمهوری اسلامی منحرف شویم؛ طبیعی است بیگانگان هم هدفشان لطمه زدن به این دستاورد است.

    وقتی انقلاب اسلامی رخ داد در عرصه حیات اجتماعی یک واقعیت رخ داد و در اینجاست که اصول‌گرایی و ارزش‌گرایی مطرح می‌شود و این سؤال پیش می‌آید که ما از چه دفاع می‌کنیم؟ پاسخ آن روشن است، از جمهوری اسلامی؛ همان‌گونه‌ای که امام راحل گفت و در قانون اساسی نیز آمده است.

    سید محمد خاتمی سپس این سؤال را مطرح کرد که باید دید وقتی از نظام دفاع می‌کنیم در نظر ما نظام چیست؟ و چگونه و از چه دفاع می‌کنیم؟
    لطمه به نظام این است که کاری بشود که به جمهوری اسلامی با همه لوازم آن از جمله محور بودن مردم لطمه بخورد.
    نباید به سادگی سرمایه‌های اجتماعی را از دست بدهیم. بنده مهندس موسوی را از سرمایه‌های متدین، اصیل و ارزشمند انقلاب می‌دانم و آمدن ایشان در عرصه را یک فرصت و غنیمت می‌دانستم.
    شور و هیجانی که در این انتخابات وجود داشت در هیچ یک از انتخابات‌های گذشته وجود نداشت. وقتی بنده از عرصه کناره‌گیری کردم دوستان خیلی گلایه می‌کردند اما در آغاز دهه چهارم انقلاب جو عظیمی ایجاد شد و در این انتخابات شعار تحریم را یا نمی‌شنیدیم یا آن را بسیار بی‌رمق می‌دیدیم.

    یکی از مسائلی که به دغدغه‌های این روزهای من مبدل شده لطمه خوردن به اعتماد عمومی در بخش قابل توجهی از جامعه است. ما باید جلوی خدشه دار شدن اعتماد عمومی را بگیریم تا اصل نظام لطمه نبیند چرا که ضرر این مسأله بسیار بیشتر از آن است که چه کسی رئیس جمهوری است. پاسخ دادن به اعتراض منطقی و رفتار مدنی جامعه و بخش های عظیمی که به این انتخابات اشکال و ایراد دارند این نیست که با ایجاد فضای امنیتی و اعمال زور و دستگیری ها و نسبت های ناروا به مردم و شخصیت های محترم قصه را از مسیر خود منحرف کنیم. راه بازگرداندن اعتماد مردم بیان شده است، بروید تلاش کنید آن راهکار عملی شود.
    به هر حال یک حادثه‌ای رخ داده و مردم به آن اعتراض دارند؛ باید اشکالات را رفع و مردم را قانع کرد. حل این مسأله می‌تواند با تشکیل یک هیأت بی طرف صورت پذیرد.
    فضای امنیتی و نظامی کنونی نیز باید تغییر کند و جامعه را به سوی آرامش برد. من معتقدم هنوز هم همه راهها بسته نیست.

    ما رهبری را دوست داریم و نسبت به ایشان علاقه داریم. ای کاش می‌توانستم آن چه در جلسه مشترک میان ما و ایشان در جلسه‌ای که در روزهای قبل از تصمیم گیری من برای کاندیداتوری گذشت را بیان می‌کردم.
    برای ما اصل نظام و انقلاب مهم است. باید فضایی وجود داشته باشد که هر کس آزادانه حرف خودش را بیان کند و فضا طوری باشد که در آینده مطمئن باشیم مردم به عرصه می‌آیند.
    باید اصولگرایی و اصلاح طلبی را از نو معنا کرد و عقلای قوم حتما می‌توانند به نظرات مشترکی برسند.

    می‌شود ساز و کارهایی دید و تعریف جدیدی از موقعیتی که در دنیا داریم ارائه دهیم و با ایجاد توازن بین نیروهایی که در جامعه وجود دارد و رسیدن به راهکارهای منطقی‌تر برای خدمت به انقلاب، اسلام، نظام گام برداریم. .


    Tuesday، June 30، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به



    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    من هنوز زندگی می‌کنم



    توی اين دو هفته‌ی گذشته مداوم فکر کرده‌ام که چه کار بايد بکنم که سرخورده نشوم و يادم بماند که اعتراضم هنوز به نتيجه نرسيده و چه بسا برای به نتيجه رسيدنش هنوز کلی موانع سياسی، و از آن مهم‌تر، موانع فرهنگی هست. نتيجه‌اش اين بود که يادم افتاد بايد همه‌ی اين اعتراضات را با زندگی عادی همراه کنم. يعنی انقلابی نشوم ولی به دنبال حقوق اجتماعی‌ام باشم. شايد اگر امسال در انتخابات رأی نمی‌دادم و به اندازه‌ی خودم دست از کوفتن به اين در صد ساله‌ی دموکراسی خواهی ايرانی برمی‌داشتم ، ولی هم رأی دادم، هم خيلی خوشحالم که رأی داده‌ام، و هم حالا می‌دانم که بايد نشاط را به خودم و جامعه‌ام برگردانم. همينقدری که از من برمی‌آيد همين کار را می‌کنم.
    هيچ جای دنيای مدرن امروز بدون نشاط و هوشياری نمی‌شود فعاليت برای کسب حقوق اجتماعی را تضمين کرد.
    نشاط اجتماعی همان پادزهری‌ست که ما را زنده نگه می‌دارد تا آنقدر قوی بشويم که بتوانيم حقوق اجتماعی‌مان را بگيريم و هميشه با يک چشم باز بخوابيم که از دست‌شان ندهيم.
    من بايد يادم بماند که نگذارم درهای زندگی به رويم بسته بشوند که يادم بماند بدون نشاط و هوشياری در زندگی واقعی همه‌ی شعارهای متعالی ديگر بی‌ارزش است. من هنوز زندگی می‌کنم.
    بايد از همين زندگی انرژی بگيرم و خسته نشوم ، درست در جایی که می‌خواهند خسته‌ام کنند.
    من خسته نمی‌شوم ... هرگز. ... هرگز.


    Saturday، June 27، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous ناشناس: راه حل آیت‏الله اردبیلی برای انتخابات:
    آیت الله موسوی اردبیلی با بیان این نکته که کاندیداهای محترم ریاست جمهوری دوره دهم را به خوبی می شناسند فرمود: متاسفانه روند این انتخابات به همان نحوی که می دانید پیش رفت و تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است.

    وی گفت: من نسبت به این که حق در این نزاع با کدام طرف است نمی خواهم قضاوتی نمایم و در این صدد نیز نیستم ولی مسئله ای که در اینجا وجود دارد این است که ما نباید نباید کاری کنیم که مقابل مردم قرار بگیریم. نباید کاری کنیم که بگویند حکومت اسلامی کارآمد نیست یا اسلام نمی تواند نسبت به مسائل ما پاسخگو باشد. این که فلان آقا برنده انتخابات است یا نیست مسئله اصلی ما نیست. مسئله اصلی این است که مردم گمان نکنند مطالبات آنان بی پاسخ می ماند. باید مردم را نسبت به مسائل پیش آمده راضی و اقناع کرد.

    آیت الله موسوی اردبیلی ادامه داد: یکی از راههایی که می تواند برای برون رفت از وضعیت موجود مد نظر قرار گیرد این است که گروهی که مورد قبول و اعتماد جمیع اطراف باشند مسئله را پیگیری نمایند و حکم آنان فصل الخطاب قرار گیرد.

    وی گفت : این که اجانب نسبت به ما چه می گویند هیچ اهمیتی ندارد. بالاخره دشمن دشمنی خواهد کرد و خیرخواه ما نیست. آنچه موجب نگرانی است این است که مردم از ما روی بگردانند. ما اگر در داخل آرامش داشته باشیم و مردم راضی باشند هیچ ترسی از خارج نخواهیم داشت.  
    Anonymous ناشناس: هميشه سبز مي‌خشكد  
    Anonymous ناشناس: سبز هیچ وقت و هیچ زمان نمی خشکد چون در عمق دلهای سبز وجود دارد

    همیشه سبز است و سبز است و سبز...  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    اینم واسه خودش نظری ِ!


    موقعیکه می خواستم این کامنت رو بذارم ، دست و دلم به نوشتن نمی رفت. احساس عذاب وجدان داشتم. اما علاوه براینکه برای کارم باید گزارش می نوشتم ، ازطرفی دلم به حال بچه هایی که توی اون سالن های خالی اجرا می رفتند سوخت.... دیروز یکیشون با غم تمام می گفت ، تا امشب که شلوغترین شبمون بوده ( 20 تماشاگر ) هر شب خالی اجرا می رفتیم. با خودم فکر کردم ، مگه نه اینکه تمام سالن های تئاتر و هنر علی الخصوص همین سالن استوانه ای و دوست داشتنی تئاتر شهر همیشه مثل یک خار توی چشم اونها بوده ، پس چرا این مدلی نجنگیم ؟ مگه نه اینکه اونها همه تلاششون رو کردند تا (درباره الی) دیده نشه ؟! پس چرا ما هم نا خواسته داریم اونها رو بدون زحمت به خواستشون می رسونیم؟! من معتقدم جنگ اینروزهای خاک ما جنگ بین اندیشه و قدرته! ما اگه بخواهیم می تونیم یجور دیگه ، بدون اینکه خون از دماغ کسی بیاد تیشه به ریششون بزنیم. حیفه اینهمه خون نیست که بخاطر بقول خودشون اقلیت و به کام همون اکثریت ریخته بشه؟! بعقیده من اولین کاری که باید بکنیم اینه که ( درباره الی ) دیده بشه.... اونها می خوان فرهنگ ما در حد همون اخراجیهای.... بمونه تا یروزی مثل اینروزها جبهه مقابلشون ضعیف باشه و مثل خودشون اگه زور ( باطوم و اسلحه ) رو ازش بگیری دیگه هیچی ، هـــــــــــــــیچی برای گفتن نداشته باشه. اینها الانشم گول همون فروش اخراجیه رو خوردند که گفتند اگه دروغ هم بگیم ، اینها نمی فهمند! سوادشون کجا بود وقتی 7 میلیونشون تو صف اخراجیها بودند؟! بی تعارف بگم ؛ ما روزی پیروز می شیم که صف ( درباره الی ) اندازه اخراجیها باشه . تا وقتی که یک دسته از ما ایرانیها تمدنمون در حد اخراجیهاست ، قطعا به جایی نمی رسیم. و خونهایی که ریخته می شند واقعا حروم می شند. اونها راست می گن اکثریتند..... خوب بیاین کمک کنیم فرهنگ ما هم بشه اکثریت..... بیاید روی همه اونهایی که می خواستند این فیلم دیده نشه رو کم کنیم. حالا دیگه نوبت ماست ، پس بیاید توی همه صحنه هایی که باید باشیم ، باشیم. ببخشید اگه زیاده گویی کردم ، می دونم خیلی سخته اما این نظر و پیشنهاد کاملا شخصیم بود. شاید هم خیلی ناکار آمد به نظر بیاد.


    از ویولت



    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به



    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    یه دریایی که بزرگه و ترسو


    این روزها مردم ِ ما بیش از هر زمانی با هم هماهنگ هستن. انگار زلزله اومده باشه. همه به رای گیری بی اعتماد شدن. این به نفع ِ دشمنی مثل اسرائلیه که از این فضای خالی استفاده کنه.

    متاسفانه ايران در 22 و سي خرداد یک تغییر ِ فاز ِ غير ِ قابل ِ برگشت (irreversible) انجام داد از یک فضایی که اعتماد به همه وجود داشت (تا حدی) به یک فضایی که فقط میشه به موسوی اعتماد کرد.

    بعید می دونم کسی دفعه ی بعد به خودش زحمت بده بره پاي صندوق. تقریبا می شه گفت متاسفانه این نقطه ی پایان ِ اعتماد ِ مردم به نظامشون بود. من شخصا نظاممون رو دوست داشتم و خیلی دلم می خواست محکم تر بشه. دوست داشتم در دل ِ مردم ِ ايران جا بازكنه. مردم اراده کردن که یک انسان ِ انقلابی و عاقل رو انتخاب کنن. انسانی که دلش جوش ِ جوون ها رو میزنه و دچار ِ توهم نمی شه. دروغ نمي گه. به سیستم و نظم احترام میگذاره. مردم این کار رو هم کردن و الحق که چه با شکوه شرکت کردن، اما ...

    من داشتم می رفتم میوه و شیرینی سفارش بدم گریه ام گرفته بود تو راه وفتی می دیدم چقدر پرت و پلا شده نظام ِ ما.

    متاسفم که به جای اینکه ما انقلاب ِ خودمون رو صادر کنیم، شدیم وارد کننده الگوی حکومت ِ آمریکای جنوبی و چاوزی و روسی.

    حس می کنم این تغییر ِ رویه در اعتماد به رای ِ مردم خیلی خطرناکتر از یه رای گیریه. این اعتماد اگه شکسته بشه شاید تا دو یه نسل نشه جمعش کرد. این یعنی خطر. یعنی واقعا تا این حد دکتر می ارزه که به بهای خطرناکی چهازسال نگهش دارن؟ مگه او چه می تونه بکنه که موسوی نمی تونه.

    انصاف میگه باید این انتخابات باطل اعلام بشه. نمی شه اعتماد ِ مردم رو با تهدید جلب کرد. كجای این رفتار اسلامیه. آخه بابا به والله قسم ما هم مسلمونیم.

    البته خوشحالم که با چشمان ِ خودم بیگ لای را دیدم. طبق ِ این نظریه هر چقدر یک دروغ بزرگتر باشه، باور پذیر تره. اما هنوز نمی دونم چطور میشه با بیگ لای مبارزه کرد. دارم توی قرآن و همه جا که ممکنه می گردم ببینم چطور میشه با دروغی به بزرگی ِ 11 میلیون برگه ی رای مواجه شد؟
    حتي يك دونه راي هم اگه تقلب شده باشه بايد دل ِ شوراي مومن ِ نگهبان به درد بياد.

    یاد ِ اون قطره می افتم که کوچکه اما شجاع. و یه دریایی که بزرگه و ترسو.


    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous ناشناس: با " روسی " کاملا موافقم ، نمی دونم چی شده که این ها از ارباب قدیمی خودشون ( انگلیس ) دست کشیدن و حالا روسیه براشون دستور کودتا می ده . اینکه گفته بودی : .... چه کار می تونه بکنه که میرحسین نمی تونه
    توی این دو هفته جوابتو نگرفتی ، حداقل 20 نفر کشته ، 100 نفر زخمی ، 1000 نفر بازداشتی جوابتو نداد؟؟!
    یک مجوز تو این دو هفته صادر نشده ، بعد طرفداران ... مثل جشن های 2500 ساله سلطنتی با خیال راحت و به زور اتوبوس مجانی و موز و آبمیوه ، میرن تو خیابون ها ، صدا و سیما شون هم مرتب تبلیغ می کنه!
    تو این چند روز همش فکر می کردم : واقعا برای این عده مردم نادون ارزش داره آدم جونشو بده ؟؟؟  
    Anonymous قاصدک: لطفا در پایین پست ها نامتان را قید بفرمائید.
    متاسفانه مردم به این سیستم خیلی وقت بود که بی اعتماد شده بودند ولی هیچ وقت این قدر عیان نشده بود.
    ناشناس عزیز در بالا این "مردم نادون" که می گی اقلیت بیش نیستند که توسط اقلیتی بسیار کمتر از خودشان که اکثریت امکانات را دارند هدایت می شوند ، ما به خاطر این اقلیت های نادان جونمونو نمی دیم ، اهداف ما چیزهای والاتر از این هاست که این افراد توش گمن.  
    Blogger مراد: ba vojude hame in harfa, omidvaram ke kharide mive va shirini kheir bude bashe :)  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید



    آقايان شما پشت به قبله نماز گذارده ايد!


    گمان نمی‌رود کسانی که فرمان هدايت رسانه ملی را به دست گرفته‌اند، همگی به يک‌اندازه آگاه نباشند از اثراتِ زيانبارِ نحوه‌ي تبليغات و اطلاع‌رسانی راديو و تلويزيون در اين روزها. ضرباتی که اين رسانه به وحدت، امنيّتِ ملی، حاکميتِ جمهوری اسلامی و اعتماد مخاطبان وارد می سازد وحشتناک و بي‌سابقه است.

    آقايان، به خدا اين سرزمين روزهای به مراتب سخت‌تر و بحرانی‌تری را به مددِ همين رسانه، با سربلندی پشت سر گذارده‌است. چرا با ندانم‌کاری‌های خود همه چيز را به باد می‌دهيد؟ تک‌تک شما در برانگيختن احساساتِ پاکِ جوانان معصوم، دردهايی که به روح، جان و تن مردم وارد می‌شود و خون هايی که به ناحق بر زمين ريخته می‌شود سهيم و شريک ايد و روزی که دير نيست بايد پاسخگو باشيد! نام فردفردِ شما، فرمان شما، نوشته های شما، صدا و تصوير شما در تاريخ می‌ماند. شما مردم ايران را شقه‌شقه کرده به‌جان هم می‌اندازيد. برای هر اهل رسانه روشن است که شما از طراحی آن مناظره‌های بی‌پشتوانه هدف ديگری داشتيد. شما بدون فکر و برنامه، آتشفشان عظيم و خفته‌ای از انرژي ملت و به ويژه جوانان را بيدار کرديد و حال با فوتِ دهان در حال خاموش کردن آنيد! شما با اعمالتان آبرو و عزت ملی کشور را نشانه رفته‌ايد.

    مگر آنجا دانشگاه عمومی نيست؟ مگر قرار نبود رسانه ملی ملجأ و پناه ملت خود باشد؟ مگر نبايد برای قوام و دوامِ عزت ملی بکوشد؟ آيا رسالت رسانه فقط در اين است که موقع احتياج آحاد مردم را - فارغ از تفاوت ها - بسيج کرده آبروی نظام را بخرد و چون کار از کار گذشت، همه را از دم بی آبرو و بی اعتبار کند؟ چرا بی محابا با افکار عمومی يک ملتِ با فرهنگ بازی می کنيد؟

    آقايان، مگر در اين سرزمين زندگی نمی‌کنيد؟ مگر خانواده و فرزند نداريد؟ مگر به کوچه و خيابان پای نمی‌گذاريد؟ مگر اداراتِ ريز و درشت افکار سنجی و پژوهشِ مردمشناسي نداريد؟ چطور به خود اجازه می‌دهيد خيل عظيم مردمی که مسلمان‌اند، باوردارِ الله‌اکبر اند، وفادار به جمهوری اسلامی‌اند، پايبند به قانون اساسي‌اند و برای انقلاب و دفاع مقدس شهيد و مجروح داده اند را به صرف اين که نظری ديگر دارند، به راحتی، فريب خورده‌ي اجانب، افتاده در دام منافقين، آشوب طلب و... بناميد؟ به نام هنرمندان و فرهيختگان اطلاعيه جعل و حرف‌ها و بيانيه‌ها و مصاحبه‌ها را ناقص پخش کنيد و دروغ و گزافه رواج داده، همه را به جان هم اندازيد! آيا رسانه‌اي در دنيا هست كه بدين گونه به مردم كشور خود پشت کند؟ آقايان شما پشت به قبله نماز گذارده ايد! آيا نبود و نيست عاقلی ميان شما که بگويد: بينديشيد که چرخ روزگار چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند!

    چو پرده دار به شمشير می زند همه را
    کسی مقيم حريم حرم نخواهد ماند


    حسین پاکدل_ 1 تیر


    Thursday، June 25، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به



    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید




    به حدي ماجراهاي تقلب در انتخابات يكطرفه و كشتار ِ مردمي كه حق ِ راپيمايي دارن بي انصافانه شده كه هر آدم ِ منصفي حالش از راي و راي دادن به هم مي خوره. 22 خرداد همه به موسوي راي دادن و دكتر انتخاب نشد اين دوره. همه اين رو مي دونن. حالا گيرم كه دكتر چهار سال با زور موند. كه چي بشه؟ بعدش؟ حيف ِ خون ِ شهداي اين بي انصافي.


    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous ناشناس: داستان فصل الخطاب رهبر از دیدگاه دکتر مهاجرانی
    آیه الله صافی در زمانی که دبیر شورای نگهبان بود، شورای نگهبان را به دور از امواج و تلاطم های سیاسی روز نگاهداشت. به تعبیر ایشان وجه قدسی شورای نگهبان حفظ شد. آیه الله جنتی که البته دانش و تسلط فقهی ایه الله صافی را هم نداشته و ندارد. بیشتر چهره ای سیاسی به خود گرفت. جهت گیری سیاسی او به برخی اعصا و دبیرخانه شورای نگهبان تسری یافت. به هر دلیل بر خلاف دوران امام که فقهای شورای نگهبان از جامعیتی بر خوردار بودند. در دوران پس از ایشان، شورای نگهبان در یک اردوی سیاسی قرار گرفت.
    کاش آن چه را که آیه الله صافی محرمانه به آقایان فقها و حقوقدانان اظهار داشته اند، منتشر می شد. تا مردم ما ببینند. وقتی ایشان از رعایت قانون و عرف سخن می گویند، تفسیرشان چیست؟
    چرا عرف را در کنار قانون قرار داده اند؟ چرا نگران تضعیف نظام هستند؟
    واقعیت این است، که در این روزهایی که گذاشت شاهد شتابزدگی مقام محترم رهبری در سه مرحله بودیم:
    اول: صدور بیانیه، در روز 23 خرداد ماه، و اعلام جشن پیروزی احمدی نژاد در میان بهت ملت ایران. گویی ایشان توجه نداشتند که آن موج جمعیت شگفت انگیز آمد تا احمدی نژاد برود نه این که بماند.
    دوم: تهدید مردم و تفسیر حضور مردم به زور آزمایی خیابانی. ایشان از یاد برده بودند که چنین زورآزمایی را قانون اساسی به رسمیت می شناسد و در همه جای جهان وسیله اعلام نظر مردم است.
    سوم: شتابزدگی در سرکوب مردم.و نشان دادن مشت آهنین و شلیک گلوله.
    این شتابزدگی ها مانع از این شد که سخن ایشان به عنوان فصل الخطاب تلقی شود و قبول عام یابد. قرآن مجید این واژه را تنها یک بار به کار برده است. می گوید، بنیان حکومت داوود را محکم گردانیدم و به او حکمت و فصل الخطاب اعطا کردیم. آتیناه الحکمه و فصل الخطاب؛ در تعبیر قران مجید فصل ا لخطاب متکی بر حکمت می روید و می بالد. حکمت همان چیزی است که دل و خرد انسان ها را قانع می کند. در حقیقت قرآن مجید یک مثلثی را تصویر می کند: تحکیم حکومت ، حکمت، فصل ا لخطاب .
    ایه الله خامنه ای فصل الخطاب را بر مبنای نظریه نصر بالرعب متکی کردند. این ترکیب کارساز نیست
    مثلث ایه الله خامنه ای: اقتدار، نصر بالرعب و فصل الخطاب است.
    یک حرف بس است....  
    Anonymous ناشناس: باصرف نظر از شکایت شخصی، مطالبات مردم را پیگیری می کنم
    من از مسیر قانونی، تمامی شکایت های مردمی و لطمات وارد شده به آنان و نظام را دنبال خواهم کرد و انشاالله تا به نتیجه رسیدنشان پیگیر خواهم بود، اما لازمه این کار این بود که بگویم من به دنبال منافع شخصی نیستم و باید در عمل ثابت می کردم به همین دلیل نامه منصرف شدن من از پیگیری شکایاتم به شورای نگهبان در واقع سلب جنبه شخصی از این شکایت بوده است.
    من از شکایت های شخصی خودم نسبت به انتخابات آن هم از شورای نگهبان منصرف شدم ولی این به معنای انصراف از پیگیری شکایتهای مردم و اجحافاتی که به نظام شد نیست، چنانچه در هفته های اخیر هم به مردم ظلم شده است و هم نظام جمهوری اسلامی تضعیف شده است.

    به گزارش خبرنگار" تابناک" دکتر محسن رضایی با بیان جملات فوق در میان جمعی از طلاب حوزه های علمیه افزود: من شخصا از هیچ شخص و نهادی شکایت ندارم زیرا نیتم از ورود به این عرصه شخصی نبوده است که اکنون به دنبال پیگیری حقوق شخصی خودم باشم، اما ظلمهایی که در این مدت به مردم و نظام جمهوری اسلامی شده است را تا حصول نتیجه پیگیری خواهم کرد.

    محسن رضایی که این سخنان را در پاسخ به پرسش یکی از حاضرین در خصوص انصراف وی از شکایات انتخاباتی اش بیان داشت در ادامه گفت: من از مسیر قانونی، تمامی شکایت های مردمی و لطمات وارد شده به آنان و نظام را دنبال خواهم کرد و انشاالله تا به نتیجه رسیدنشان پیگیر خواهم بود، اما لازمه این کار این بود که بگویم من به دنبال منافع شخصی نیستم و باید در عمل ثابت می کردم به همین دلیل نامه منصرف شدن من از پیگیری شکایاتم به شورای نگهبان در واقع سلب جنبه شخصی از این شکایت بوده است اما به هیچ وجه از پیگیری مطالبات مردم و اجحافاتی که در این مدت به آنها شده است دست بر نخواهم داشت و اقدامات تمام کسانی که موجب تضعیف نظام جمهوری اسلامی شده اند و به مردم ظلم کرده اند را پیگیری خواهم کرد.

    وی افزود: مسئله مهمتر از انتخابات جان، مال و ناموس مردم و اعتبار و حیثیت جمهوری اسلامی است که طی هفته های اخیر آسیب دیده و باید کاری کرد که جلوی این خسارات گرفته شود.

    دکتر رضایی در ادامه گفت: مگر ما نتیجه انتخابات را برای چه می خواستیم؟ مگر هدف ما از ورود به انتخابات به غیر از رفاه مردم، توسعه و امنیت کشور و تقویت نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده است؟ حال که به آبرو و جان و مال مردم آسیب وارد شده و حیثیت و اعتبار جمهوری اسلامی در داخل و خارج از آن خدشه دار گردیده است، جلوگیری از ادامه این وضعیت که به ضرر مردم و نظام تمام می شود مهمتر از نتایج انتخابات است و لذا باید برای رضای خدا صبر نموده و از منافع شخصی گذر کرده ولی منافع مردم و نظام را به صورت قانونی دنبال نمائیم، بنابراین من و نیروهای انقلاب وظیفه خود می دانیم که جلوی این خسارات را گرفته و از منافع شخصی خود بگذریم.

    وی در پایان گفت: من از همه هوادارانم می خواهم همانطور که در انتخابات مرا همراهی کردند در این تکلیف جدید هم که جلوگیری از خسارت به مردم و بی اعتبار شدن نظام جمهوری اسلامی است کمک کنند و همراه من باشند چرا که ما باید امنیت، آرامش و وحدت را به جامعه برگردانده و منافع از دست رفته مردم را به آنها بازگردانیم چراکه من همیشه با مردم بوده و با آنها خواهم ماند.  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید





    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous ناشناس: بيانيه شماره هشت مهندس ميرحسين موسوي
    حرکت قانونی راهبرداصلی است/به خاطر تهدیدها از ایستادگی درسایه شجره سبزاستیفای حقوق ملت صرفنظر نمیکنم
    قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه از پاسخگویی در برابر اتهامات واهمه ای ندارد، تاکید کرد: آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند.

    به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هشتم مهندس میرحسین موسوی به این شرح است:

    بسمه تعالی

    مردم هوشیار و شریف ایران

    طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.

    واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.

    همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.

    من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.

    باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.

    دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.



    برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی

    چهارم تیر 1388  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید





    سلام!
    حال همه‌ی ما خوب است
    ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
    که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
    با اين همه عمری اگر باقی بود
    طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
    که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
    نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!


    تا يادم نرفته است بنويسم
    حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
    می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است
    اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
    ببين انعکاس تبسم رويا
    شبيه شمايل شقايق نيست!
    راستی خبرت بدهم
    خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام
    بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!

    بی‌پرده بگويمت
    چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
    فردا را به فال نيک خواهم گرفت
    دارد همين لحظه
    يک فوج کبوتر سپيد
    از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
    باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
    يادت می‌آيد رفته بودی
    خبر از آرامش آسمان بياوری!؟

    نه ری‌را جان
    نامه‌ام بايد کوتاه باشد
    ساده باشد
    بی حرفی از ابهام و آينه،
    از نو برايت می‌نويسم
    حال همه‌ی ما خوب است
    اما تو باور نکن!

    برچسبها:



    Wednesday، June 24، 2009
    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به



    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید




    دختر كوچولوي صاحبخانه از اقاي "كي " پرسيد:
    اگر كوسه ها ادم بودند با ماهي هاي كوچولو مهربانتر ميشدند؟
    اقاي كي گفت:البته !اگر كوسه ها ادم بود ند
    توي دريا براي ماهيهاجعبه هاي محكمي ميساختند
    همه جور خوراكي توي ان ميگذاشتند
    مواظب بود ند كه هميشه پر اب باشد
    هواي بهداشت ماهي هاي كوچولو را هم داشتند
    براي انكه هيچوقت دل ماهي كوچولو نگيرد
    گاهگاه مهماني هاي بزگ بر پا ميكردند
    چون كه
    گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است
    براي ماهي ها مدرسه ميساختند
    وبه انها ياد ميدادند
    كه چه جوري به طرف دهان كوسه شنا كنند
    درس اصلي ماهيها اخلاق بود
    به انها مي قبولاند ند
    كه زيبا ترين و باشكوه ترين كار براي يك ماهي اين است
    كه خودش را در نهايت خوشوقتي تقد يم يك كوسه كند
    به ماهي كوچولو ياد ميداد ند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند
    وچه جوري خود را براي يك اينده زيبا مهيا كنند
    اينده يي كه فقط از راه اطاعت به دست مياييد
    اگر كوسه ها ادم بودند
    در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت
    از دندان كوسه تصاوير زيبا ورنگارنگي مي كشيدند
    ته دريا نمايشنامه ييروي صحنه مياوردند كه در ان ماهي كوچولو هاي قهرمان
    شاد وشنگول به دهان كوسه ها شير جه ميرفتند
    همراه نمايش اهنگهاي محسور كننده يي هم مينواختند كه بي اختيار
    ماهيهاي كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند
    در انجا بي ترديد مذهبي هم وجود داشت
    كه به ماهيها مي آموخت
    "زندگي واقعي در شكم كوسه ها آغاز ميشود"


    برتولت برشت

    برچسبها:



    لینک مستقیم :: اشتراک ِ شفا send to google reader :: شفا با ایمیل :: ارسال به

    Anonymous ناشناس: خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
    سرويس: سياسي

    محسن رضايي کانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در نامه‏اي به دبير شوراي نگهبان انصراف خود را از پيگيري شکايت‏هاي مطرح شده اعلام كرد.

    به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، متن نامه محسن رضايي به اين شرح است:

    حضرت آيت‌الله جنتي

    دبير محترم شوراي نگهبان

    سلام عليکم؛

    احتراماً به استحضار مي‌رساند؛ طبق روال قانوني، دغدغه‏ها و شکايات مربوط به انتخابات ‌٢٢ خرداد را که حماسه‏اي بي‌نظير و نمود بارز مردمسالاري ديني در نظام مقدس جمهوري اسلامي بود، در روزهاي گذشته به آن نهاد محترم که مرجع رسيدگي قانوني به شکايات است، منعکس نموده و در اين پيگيري نيز جدي بودم. اما با توجه به محدوديت زماني، اکنون که وضعيت سياسي - امنيتي و اجتماعي کشور وارد شرايط حساس و تعيين کننده‏اي شده که از نتايج انتخابات مهم‏تر مي‏باشد؛ لذا وظيفه مي‏دانم خود و ديگران را به کنترل وضعيت فعلي ترغيب نمايم و از آن‌جا که عهدي با خداي خود بسته‏ام تا همواره سربازي فداکار براي انقلاب اسلامي، رهبري و مردم باشم، بدين ‌وسيله انصراف خود را از پيگيري شکايت‏هاي مطرح شده اعلام مي‏دارم.

    محسن رضايي

    ‌٤/٢/ ‌٨٨  
    Anonymous ناشناس: مهدی کروبی:
    «حامیان احمدی‌نژاد مروج اسلام طالبانی‌اند»

    ‌مهدی کروبی با ارسال نامه‌ای به عزت‌الله ضرغامی رئیس صدا و سیما به آن‌چه «انعکاس وارونه اتفاقات اخیر در رسانه ملی» نامید اعتراض کرد.

    این نامزد ریاست جمهوری از عزت‌الله ضرغامی خواسته‌است رویکرد صدا و سیما را در چگونگی انعکاس اعتراضات مردم اصلاح کند و مردم را برای کسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه‌های خارجی سوق ندهد.

    مهدی کروبی در این نامه حامیان دولت محمود احمدی‌نژاد را «مروج اسلام تحجر و اسلام طالبانی» نامید و ادامه داد: «مردم به نتیجه انتخاباتی معترضند که در یک فرایند مهندسی شده و تقلب‌های فراوان، فردی را به عنوان رئیس‌جمهور آینده اعلام کرده‌است که بتواند مجری تفکر متحجرانه باشد.»

    آقای کروبی می‌گوید که عملكرد صداوسيما، بي‌اعتمادي مردم را به نظام جمهوري اسلامي افزايش خواهد داد

    آقای کروبی معتقد است که عملکرد صداوسیما قبل از انتخابات ترویج «دروغگویی، هتک حرمت، اتهام‌زنی و استفاده نادرست از رسانه ملی برای یک کاندیدا» بوده‌است.

    مهدی کروبی با اشاره به «صحنه‌های ضرب و شتم و حتی کشتار رقت‌انگیز جمعی از مردم» دخالت نیروهای لباس‌شخصی و انتظامی و «فرضاً نیروهای نفوذی و اغتشاشگر» را «باعث بوجود آمدن این صحنه‌های دلخراش» دانسته‌است.

    این نامزد ریاست‌جمهوری می‌گوید که صدا و سیما این اتفاقات را به «جمعیت میلیونی» معترض به نتایج انتخابات نسبت داده‌است.

    آقای کروبی با اعتراض به «وارونه جلوه دادن حقائق در صدا و سیما»، پرسیده‌است: «آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی‌گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می‌شود و انعکاس وارونه آن در صداوسیما جزو رسالت رسانه ملی است؟»

    وی ادامه داده‌است: «آیا نسبت دادن آتش‌سوزی‌ها و آتش زدن مساجد و تخریب اموال ملت که حسب اطلاعات واصله غالباً از سوی لباس‌شخصی‌هاست و البته ممکن است بعضاً تعدادی عناصر نفوذی هم سوءاستفاده کنند جزو رسالت رسانه ملی است؟ آیا مردمی که الله‌اکبرهای شبانه سر می‌دهند مسجد آتش می‌زنند؟»

    دیبر کل حزب اعتماد ملی اظهار داشت: «اکثریت قاطع افرادی که اکنون نسبت به روند برگزاری انتخابات معترض‌اند و خواستار ابطال آن هستند، سال‌ها برای استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران مبارزه کرده‌اند.»

    وی همچنین از مقایسه معترضان به روند فعلی با برخی مخالفان نظام که به گفته وی دنبال «براندازی» بودند، انتقاد کرده‌است.

    به گفته وی عملکرد صداوسیما، بی‌اعتمادی مردم را به نظام جمهوری اسلامی افزایش خواهد داد.  
    Anonymous ناشناس: زمانی که اسرائیل به غزه حمله کرده بود بعضی ها تو همین وبلاگ چه کارها که نمی کردند ، ولی این روزها که شاهد وحشیانه ترین رفتار ها با جوانانمان و کشته شدن آنها هستیم مثل اینکه سکوت را ترجیح می دهند ، آقای مراد عزیز همون روزها می گفتید بیاییم اسرائیل را بایکوت کنیم ، چی شداین روزا نیستید؟محمد عزیز چی شد اون محکوم کردن های وقت و بی وقتتان ، می بینم دیگه صداتون در نمی یاد!
    واقعا چه قدر نان به نرخ روز خورا زیاد و انسانها کم شدند!  
    Anonymous ناشناس: آقای ناشناس عزیز !
    انگار شما پست های اخیر گروه شفا رو در مورد انتخابات نخوندید...گروه شفا همه تلاش خودشو در این راستا انجام داده و خواهد داد..من با این فرهنگی که در کشور ایجاد شده مخالفم : فرهنگ تهمت زدن، دروغ گویی و فحاشی و ناسزا گویی ...
    به قول دکتر قمشه ای : حتی به کافر هم نباید ناسزا بگویید...
    ولی عملا در مسئولین رده بالای کشورمون می بینیم که براحتی از کلماتی مثل احمق، بزغاله(سخنرانی مردمی نژاد!)و یا خس و خاشاک و بریدن دستهای کشورهایی که با ایران مشکل دارند و این حرفهای مزخرف که جز عده اندکی که مشکل فکری دارند هیچ کس این حرفها رو قبول نمی کنه و جالبه که این حرفها با خنده مردم روبرو میشه چرا که می گن سران مملکتمون شخصیت اخلاقیشون خیلی ضعیفه !
    به امید شادی دوباره مردم ...
    موج سبز  
    Anonymous ناشناس: از دیدن کاریکاتور زیر تحریک نشوید!

    و نرید اتوبوس آتیش بزنید ها!

    http://files.myopera.com/sseevveenn/albums/699082/entekha88.jpg  


    اگر با نظر دهی بالا مشکل دارید از این نظردهی استفاده کنید

    بایگانی زمانی شفا

    December 2001   January 2002   February 2002   March 2002   April 2002   May 2002   June 2002   July 2002   August 2002   September 2002   October 2002   November 2002   December 2002   January 2003   February 2003   March 2003   April 2003   May 2003   June 2003   July 2003   August 2003   September 2003   October 2003   November 2003   December 2003   January 2004   February 2004   March 2004   April 2004   May 2004   June 2004   July 2004   August 2004   September 2004   October 2004   November 2004   December 2004   January 2005   February 2005   March 2005   April 2005   May 2005   June 2005   July 2005   August 2005   September 2005   October 2005   November 2005   December 2005   January 2006   February 2006   March 2006   April 2006   May 2006   June 2006   July 2006   August 2006   September 2006   October 2006   November 2006   December 2006   January 2007   February 2007   March 2007   April 2007   May 2007   June 2007   July 2007   August 2007   September 2007   October 2007   November 2007   December 2007   January 2008   February 2008   March 2008   April 2008   May 2008   June 2008   July 2008   August 2008   September 2008   October 2008   November 2008   December 2008   January 2009   February 2009   March 2009   April 2009   May 2009   June 2009   July 2009  



    امروز

    روز:








      All rights reserved.
    You  may  use any  part presented herein  for  non-commercial  purposes ONLY,
     on the condition of  giving full credit  to the author of  the Shefa weblog, including
    its hyperlink  as http://shefa.blogspot.com, if you wish to use these material over